کنفرانس و بحث علمی

شهر را می توان به دو بخش سازمان فضایی و ساختار شهر تقسیم نمود :

الف : سازمان فضایی شهر یا محدوده

ب : ساختار شهر یا استخوانبندی

1-              سازمان فضایی شهر

سازمان فضایی یک کلیت و ایدئولوگرام است که هر بافت مصنوع و طبیعی می توان آن را داشته باشد.ولی وقتی این مفهوم ذهنی و کانسپت ملموس در بستر یک شهر خاص قرار بگیرد تبدیل به ساختار شهر می شود.به عبارتی سازماندهی مکانی فعالیتهای اجتماعی_اقتصادی در مناطق شهر ساختار شهر را بوجود می آورد.

سازمان شهر:

الف- سازمان فضایی

عملکردی(فعالیتی)

ادراکی(معنا)

کالبدی(کاربری شاخص)

ب- سازمان کالبدی

سازمان فضایی شهر شامل دو اصل سازمان فضایی و سازمان کالبدی می باشد که در این بین سازمان فضایی خود نیز شامل سه مولفه عملکردی و ادراکی(معنا)و کالبدی می باشد.

سازمان فضایی شهر:          1-هسته              2-محور             3-پهنا

2-              ساختار شهر

در ساختار شهر اجزا و عناصری می توانند تغییر کنند ولی به شکلی که متکی به کل باقی مانده و مفهوم خود را حفظ کنند.

ساختار شهر یا محدوده به دو مولفه ی اصلی تقسیم می شود:

1-   Nodes(گره ها)                            2-links (محورهای ارتباطی)

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1392ساعت 13:4  توسط بهزاد قدیری  | 

تاثير رنگ ها در طراحي دكوراسيون


همواره لازمه ي دريافت نتيجه ي مطلوب از انجام هر نوع كار و عملي،وجود اطلاعات آگاهي  لازم تئوري درآن زمينه است.رنگ ها دردو بستر اصلي در

محيط حضور مي يابند:

1.پوشش اي اصلي فضاها شامل ديوارها،كف ها،سقف هاو درها.

2.لوازم دكوراسيون شامل مبمان ،پرده ها،فرشها وغيره.

در مقام مقايسه اين دو قالب با هم،به لحاظ نقش دكوراسيون شان در محيط ،پوشش هاي فضا از اهميت بيشتري برخوردار مي باشند؛زيرا كه نسبت به لوازم دكوراسيوني ثابت تر بوده و به گونه ايي نقش پس زمينه را براي آن لوازم اجرا مي كنند.در اين ميان اين پوشش ها ،ديوارها به جهت وسعت حضورشان در فضا،جايگاه ويژه اي داشته و ميزان تاثير گذاريشان بر ديگر لوازم دكوراسيوني بسيار چشمگير تر است.از اين گذشته تاثير بر روي ديگر لوازم محيط ،ديوارهاو رنگ انتخابشان در تغيير وسعت و نور فضا نيز بسيار مؤثر است.

يكي از ملاحظات روانشناختي رنگ كه در كاربرد هنري رنگ اهميت دارد  ،بررسي تاثير متقابل رنگ هاست.جلوه يا اثر هر رنگ در جور رنگ ديگر تغيير كند ؛هر رنگ نسبت به رنگ ديگري ميزان تيرگي يا روشني ذاتي اش رامي نماياند.معكوس كردن اين ترتيب طبيعي فناسازگاري رنگي به بار مي آورد.هر رنگ داراي سه صفت،سه بعد ديداري مستقل و تغيير پذير است:فام،درخشندگي و پرمايگي(اشباع)

فام صفتي از رنگ است كه جايگاه آن را در سلسله ي رنگي معادل با نور ،طول موج هاي مختلف در طيف مرئي مشخص مي كند.

درخشندگي دومين صفت رنگ است و درجه ي نسبي تيرگي و روشني آن را مشخص مي كند.

پر مايگي سومين صفت رنگ است و ميزان خلوص رنگ را مشخص مي كند.

رنگ هاي درخشان به تنهايي جذاب هستند اما اگر در يك الگو يا رديفي منظم قرار گيرند از نظر بصري تاثير بيشتري خواهند داشت.اين نوع آرايش يك ساختار ساده را بر اين رنگ ها حاكم مي كند و در نتيجه يك مفهوم و يا نوعي نظم را وراي حضور رنگ ها منتقل خواهد كرد.
رنگ سفيد سفيد سمبل خلوص،بي گناهي،پاكي،آرامش و صلح است.رنگ سفيد القا كننده آرامش،صفا و آسايش است.سفيد به همرا خلوصش،يكي از كاربردي ترين رنگ ها در طراحي دكوراسيون يك فضا است؛زيرا كه با همه رنگ ها قابل تركيب است .به كار گيري رنگ سفيد در فضا به خصوص براي پوشش هاي اصلي آن مكان را روشن تر و بزرگتر جلوه مي دهد.بنابراين براي فضاهاي كوچك و كم نورانتخاب ايده آلي است.سفيد خالص هنگامي كه با نور طبيعي نور پردازي مي شود،يك رنگ گرم را ايجاد مي كند ولي در زير نور هاي مصنوعي به نظر سرد مي رسد.در نتيجه با اضافه كردن نور هاي زرد،قرمز و قهوه ايي در كنار نور مصنوعي مانند فلورسنت و با افزودن لوازمي به يك يا چند رنگ ياد شده در محيط تغيير مي كند.اين رنگ ها از كيفيت سفيد نمي كاهند بلكه آن را گرم تر مي كنند.رنگ سفيد براي فضاهايي با عناصر معماري قديمي و با جهت ايجاد هماهنگي بين سبك هاي كاملاُ مجزاي معماري بسيار ايده آل است.براي حفظ آرامش فضايي با سطوح سفيد مي توان از لوازمي با رنگ هاي خنثي و بافت هاي طبيعي مانند چوب استفاده كردو براي ايجاد فضاهاي ظريف و زيبا،تعدادي رنگ هاي دراماتيك نيز به اين تركيب افزود.
رنگ هاي خنثي
رنگ هاي خنثي رنگ هايي هستند كه ميزان زيادي از سفيد برخوردار بوده ولي به هيچ يك از رنگ هاي اوليه و ثانويه متمايل نيستند.با اين تعريف رنگ هاي كم مايه مانند صورتي كم رنگ يا آبي آسماني جز رنگ هاي خنثي محسوب نمي شوند  ولي رنگ كرم يكي از رنگ هاي خنثي محسوب مي شوند.همين مسئله در مورد خاكستري روشن كه از مشكي نشاْت گرفته است نيز صدق مي كند.رنگ هاي خنثي در بسياري از مواد طبيعي مانند سنگ ها ،خاك،زمين ،چوب،حصير،شن و امثال اين ها و يا در برخي از موارد مصنوعي مانند فلز،شيشه،سيمان و غيره ديده مي شود و رنگ هاي خنثي در دنياي دكوراسيون از اهميت بسياري برخوردار بوده و كاربردي هستند.خنثي بودن آن ها به اين معناست كه مي توانيد به راحتي در كنار هر رنگ ديگري بدون احتمال وجود از دست رفتن زيبايي  هاي هر يك به خصوص رنگ ها ،تركيبي مناسب در فضا ايجاد كرد با توجه به آنكه اين رنگ ها نيز آرامش بخش و ملايم هستند.با پوشش ديوار به يكي از آن ها مي توان پس زمينه خوبي براي نصب تابلو ،نوار هاي چاپي و كاغذي،پرده ها به طور كلي ديوار كوب ها فراهم آورد. اگر فضا به قدري از لوازم دكوراسيون پر شده باشد كه احساس آرامش را بر هم ريزند،يكي از راه هاي ايجاد تعادل در محيط با حفظ همان وسايل رنگ آميزي سطوح اصلي يا تعويض پوشش هاي ثانويه مانند رومبلي،پرده و غيره به يكي از رنگ هاي خنثي است.هنگامي كه قصد داريد قسمتي از فضا مانند يك ديوار ،در ،پنجره و يا حتي خرده ريزهايي مانند دستگيره،چوب پرده و به طور كلي هر وسيله كه در محيط وجود دارد به محض ورود بيننده به داخل ،نظر او را جلب نكند. آنها را به يكي از رنگ هاي خنثي  رنگ آميزي كرده و يا رنگ خنثي را در انتخاب آنها در نظر بگيريد.

از اين خاصيت رنگ هاي خنثي براي رفع عيوب معماري و شكستگي ها و فر رفتگي ها مي توان بهره زيادي كسب كرد.به عنوان مثال با رنگ آميزي بخشي از فضا كه داراي مشكل ساختاري است و شما نمي خواهيد فوري مورد توجه بيننده قرار بگيرد،توسط يكي از رنگ هاي خنثي به راحتي مي توانيد آن را در نظر اول بپوشانيد.به كار گيري رنگ هاي خنثي در محيط نيز با اهداف گوناگون دكوراسيوني صورت مي گيرد.

نصب تابلويي به رنگ زرد با خاصيت گرم در فضايي كه اغلب پوشش ها و لوازم دكوراسيوني آن از رنگ هاي خنثي انتخاب شده است مي تواند داراي دو هدف باشد:

1.جلب نظر بيننده به طرف اثر هنري  تابلو كه در اينجا با نور پردازي اين تاكيد را بيشتر كرده است.

2.تغيير فضاي يكنواختي با عنصري با رنگ آميزي گرمتر و انرژي دارتر.رنگ هاي خنثي در پرده هاي مختلف از روشن تا تيره وجود دارند و به لحاظ سبك جز تركيبات رنگي مورد استفاده در سبك كلاسيك هستند.

به عنوان نمونه اگر طراح داخلي به لزوم جلوه دادن فرورفتگي در كنار پنجره و پله تاكيد داشت به طور قطع يك و يا تركيبي از چند رنگ گرم را در كنار رنگ هاي ملايم و خنثي به كار برد تا به اين ترتيب نظر هر بيننده در حا ل عبور از آن محيط را به خود جلب كند.ولي اكنون با انتخاب اغلب پوشش هاي محيط به رنگ هاي خنثي مقصودي برعكس داشته و ممكن است هنگامي كه فردي از پايين به بالا آمده و يا از پله ها به طبقه پايين ميرود و حتي از اين محيط ناديده بگذرد.
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 10:43  توسط بهزاد قدیری  | 

باز سازي بافتهاي فرسوده یا تجدید حیات شهری يك پديده نسبتا تازه است كه مستندات نسبتا كمي در مورد ان وجود دارد. تعريف يكسان و دقيقي از باز سازي بافت هاي فرسوده كه مورد توافق همگان باشد به سبب پيچيدگي موضوع  و فرايند ان  وجود ندارد.

در این مقاله عبارت  باز سازي بافتهاي فرسود هیا تجدید حیات شهری  به معناي فرايند كلي  تغيير شكل يك محيط شهري بکار رفته است. 

 باز سازي بافتهاي فرسوده معمولا به عنوان يك   فرايند طبيعي در نظر گرفته شده  که معمولا  در رابطه با موجودات  زنده بکار گرفته میشود.  موجوداتی  كه دربه طور مداوم حال تغيير شكل و دگرديسي هستند.در اولين كنفرانسي كه در سال 1958 در شهر دن هاگ هلند در رابطه با بازسازي بافتهاي فرسوده برگزار شد توافق شد كه هدف مهم بازسازي بافت هاي فرسوده  تغيير عمدي محيط شهري براي ايجاد نشاط و انرژي بیشتر از طريق تغييرات برنامه ريزي شده در مناطق موجود شهری براي پاسخگويي به نياز هاي فعلي و اتي به منظور  زندگي وكار در مناطق شهري در نظر گرفته شود .بازسازي بافتهاي فرسوده معمولا منحصر به مناطق تاريخي يا قديمي مراكز شهري است كه داراي كاربريهاي مسكوني يا غير مسكوني می باشند.


تجدید حیات شهری از زماني كه انسانها اولين خانه ها و ابادي هاي دائم خود را بنا كردند، اغاز، و در طول زمان،  شهرها فرايند تغيير  و دگرديسي را در خود به صورت اجتناب ناپذيري تجربه كرده اند.  با این همه، اين فرايند،  از اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20 ميلادي است كه به سبب فعاليتهاي هماهنگ شده دولتهاي محلي، گروههاي تحول طلب و صاحبان كسب وكار،  حالتي سازمان يافته به خود گرفته و هدفش از بين بردن اثار فيزيكي فرسودگي از بافتهاي شهري است.

اولین برنامه بزرگ بازسازی بافتهای فرسوده  برای شهر پاریس توسط هاوسمان[1]اجرا گردید.  و امریکا اولین کشوری بود که  یک برنامه ملی برای بازسازی این مناطق تدوین نموده است. موضوع فرسودگی بافتها و محلات شهری از اواسط قرن 19 مورد توجه مقامات امریکایی قرارداشته و از همان زمان برنامه هایی جهت پیشگیری از این فرسودگی و نشاط بخشی به شهرها در ان کشور انجام شده است.

اولین حرکت برای بازسازی بافتهای فرسوده در امریکا در اواخرقرن 19 به عنوان راه حلی برای رفع فرسودگی بافتهای شهری به علت صنتعی و شهری شدن ، براساس مبانی نظری جنبشهای "شهر زیبا [2] وپارک امریکایی[3]" بوجود امد که هدف ان تغییر شکل مناطق شهری فرسوده از طریق ساختن پارکها و ساختمانهای بزرگ و به یاد ماندنی عمومی بود.

در دهه 1930 فعالیتهای بازسازی ، بیشتر بر روی از بین بردن زاغه ها و مناطق نامطلوب شهری و ساخت مسکن ارزانقیمت  به صورت بلوکهای اپاتمانی چند طبقه متمرکز شد. برنامه بازسازی بفشهای فرسوده در امریکا بر سه محور اصلی متکی بود.  این محورها عبارت بودند از : 1) از بین بردن و پیشگیری از زاغه  و حاشیه نشینی  شهری، 2) اعمال دقیق ضوابط و قوانین شهری و 3) بازسازی یا نوسازی ابنیه و محلات شهری از طریق مداخله و بعضا تخریب انها.

انبوه سازان و سزمایه گذاران در اوایل این برنامه ، چندان رغبتی جهت مشارکت دراین نوع پروژه ها از خود نشان نمیدادند. زیرا این برنامه ها بیشتر بر روی ساخت واحدهای مسکونی تاکید داشتند که از نظر انها دارای سود دهی کمتری بود و دوره ای طولانی را برای سرمایه گذاری طلب میکرد. در این دوره ، برنا مه بازسازی بیشتر بر روی تخریب زاغه ها متمرکز بود.

در سال 1949 لایحه ای به تصویب رسید که هدف ان بازسازی بافتهای فرسوده بود ولی این برنامه با انتقادات زیادی روبه رو شد. این برنامه معمولا منجر به تخریب مناطق مسکونی  افراد کم در آمد و اقلیتها شده و کسب و کارهای کوچک را در این مناطق از بین میبرد.  سرمایه ها بیشتر به سوی ساخت و گسترش مناطق تجاری و اداری مراکز شهر ها جذب شده و محلات مسکونی به تدریج از بین رفته و توجه بسیار کمی به موضوعات اجتماعی این نوع گستر ش ها میشد. برنامه بازسازی بافت فرسوده بزودی دارای لقبی نا میمون به عنوان " برخورد بولدزری" شد که هدفش تخریب مناطق فرسوده و ساخت واحدهای لوکس بود. متاسفانه نتیجه ای که از این برنامه گرفته شد، این بود تعداد بیشتری خانه نسبت به انچه ساخته شده بود تخریب شده بود و مناطق مسکونی افراد کم درامد از بین رفته و جایش را به واحدهایی با اجاره های بالا داده بودند. و بطور خلاصه بر اساس اجرای این برنامه وضعیت مسکن از انچیزی که قبلا بود،  بدتر شده بود.

در سال 1957 این برنامه باردیگر به منظور سود دهی بیشتر  و جلب سرمایه گذاران خصوصی و نه منظور بهسازی وضعیت مناطق فرسوده،  تغییرکرده  و مناطق فرسوده درون شهری بطور کلی تخریب شده و جای خود را به کاربری های جدید داده و سکنای طبقه ای مرفه از مردم را فراهم نمود.

در دهه 1960 میلادی نگاه به موضوع بازسازی بافتهای فرسوده تغییر کرده و بیشتر به سوی پروژه های کوچکتر و بهسازی محلات بر اساس برنامه های جامع تر ، عمیق تر و حساس ترگرایش پیدا کرد. برنامه "شهرهای الگو" که در سال 1966 تصویب شد  هدف ان ایجاد مسکن  از طریق ساخت های جدید و بازسازی  واحدهای موجود با توجه به موضوعات اجتماعی بود. در این برنامه ساکنان کم درامد این محلات بطوری سازمان دهی میشدند که بتوانند دربرنامه بازسازی فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی مختص به محله خود مشارکت داشته و در اجرای دقیق ان نظارت کنند.

در دهه 70 میلادی موضوع تجدید حیات شهری به عنوان بهسازی محلات دنبال شده که  موضوع مهم ، حفظ و نگهداری محلات قدیمی و بهسازی انها بود. در این برنامه هدف اصلی حداقل جابجایی ساکنان و بهتر کردن شرایط فیزیکی محلات بود. امروزه موضوع بهسازی  یکی از مهمترین فعالیتهای شهری و شهرسازی در امریکا به حساب امده و از انواع روشهای جهت نیل به این هدفها استفاده میشود.

نوسازی شهری در اروپا

نوسازی در اروپا نیز روندی شبیه به امریکا را دنبال کرد. نیاز به نوسازی شهرها پس از انقلاب صنعتی  در اروپا بعد از تجربه ان در امریکا مورد توجه قرار گرفت. و به این سبب اروپایی ها در این مورد در بیشتر مواقع به الگوهای امریکایی توجه میکردند.  هرچند که برنامه بازسازی شهری در اروپا عموما جنبه های ملی نداشت .  در اولین مثال این موضوع ، مداخله دولت انگلیس در امر بازسازی،  در اواسط قرن 19 اتفاق افتاد که هدف ان پاک سازی زاغه های محل سکونت طبقه کارگر از وضعیت غیر بهداشتی ان محلات بود.

بازسازی شهرها بعداز جنگ جهانی  اول در سال های 1920 که صدمات فراوانی را بر پیکر انها وارد کرده بود پر هزینه ترین برنامه بازسازی شهری در تاریخ محسوب شده و تا دهه 1950 ، ساخت واحدهای اپارتمانی استیجاری به جای خانه های ساده طبقه کارگر،  نوع مطاوب اسکان محسوب میشد.

بعد از جنگ جهانی دوم توجه به پیوستگی  تاریخی ای که در بافت شهرها وجود داشت مورد تاکید قرارگرفت. و بر این اساس حفظ محلات و بخشهای تاریخ و بازسازی انها از اهداف اصلی برنامه ها شدند.  و از سال 1954 به بعد ، حفظ این اثار بطور کامل در برنامه ها گنجانیده شد. در سالهای 1960 برنامه تخریب محلات فرسوده بطور کلی حذف و به جای ان بهسازی محلات مورد توجه قرار گرفت.  در حال حاضر برنامه های شهرسازی در اروپا بر پایه  بهسازی و این ایجاد نشاط و طراوت در این مناطق استوار است.

تجدید حیات شهری در کشورهای در حال توسعه

برنامه های تجدید حیات شهری در کشورهای در حال توسعه  فرایندی نسبتا جدید است. فعالیتها در این کشور هابیشتر بر روی حل مسائل زاغه نشینی های شهری متمرکز شده، که جمعیتی در حدود 30 تا 60 % از ساکنان شهرها را در خود جای داده است.  این جمعیت دارای بالاترین نرخ رشد درشهرهای کشورهای جهان سوم هستند. در این کشورها تخریب کامل مناطق زاغه ای و اسکان مجدد ساکنان در محلات جدید با خانه های ارزان قیمت بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.

در دهه 1970 یک سری سیاستهای غیر معمول نظیر بهسازی زندگی در زاغه ها  و رساندن خدمات شهری به جای تخریب این مناطق اغاز شد. حکومتها به مرور عواقب سو  اجتماعی و اقتصادی تخریب زاغه ها را مورد توجه قرار داده و ساختمانهای غیر استاندارد این مناطق را به عنوان بخشی از واحد ها مسکونی به حساب اوردند.

در دهه 1980 بیشتر حکومتهای کشورهای در حال توسعه سیاست بهسازی محلات را در پیش گرفتند. که در این راستا اوردن خدمات شهری ؛ تاسیسات زیر بنایی و روبنایی و نیز توسعه  و بهسازی راههای ارتباطی مورد توجه قرارگرفت.  امروزه بهسازی این مناطق معقول ترین سیاست در این کشورها محسوب شده هر چند که در مواردی تخریب کامل مناطق در بعضی نقاط اعمال میگردد.

بطور خلاصه میتوان گفت که در کشور توسعه یافته ودر حال توسعه ، تغییرات در سیاستها ی تجدید حیات شهری سیری مشابه داشته است. ودر این تحول ، تاکید از بخش تخریب ، به سمت حفظ و بهسازی محلات تغییر کرده است.

بازسازی بافتهای فرسوده در ایران

در  ايران تاكنون بیش از  57  هزار هكتار بافت فرسوده شهري شناسايي شده است. وجود و گسترش روز افزون اين بافت‌ها از نظر دست اندرکاران و سیاست گذاران ایرانی،  باعث عدم توازن سرزميني در توسعه شهري، ترويج و گسترش نابرابري و محروميت اجتماعی، غیر فعال شدن شهرها و کاهش بهره وری اقتصادی ، عدم هماهنگی بین محیط طبیعی و مصنوعي و عدم حفاظت از ريشه‌ها و روح تاريخي شهر را به دنبال داشته است.  عدم ايمني، آسيب‌پذيري در مقابل حوادث طبيعي خصوصا زلزله، كاهش بهداشت محيطي و رواني شهروندان، منظر نازيباي شهري و عدم وجود فضاهاي خدماتي و تفريحي و سبز از عوارض غير قابل انكار اين گونه بافت‌ها در كلان‌شهرهاي ايران محسوب میشود.

دولت جمهوري اسلامي ايران براي بهسازي، نوسازي و بازسازي اين بافت‌ها مقررات و قوانين حمايتي را وضع نموده از جمله در ماده 30 قانون برنامه چهارم توسعه، دولت را مكلف به بازسازي اين مناطق ظرف مدت 10 سال نموده است، همچنين در قانون بودجه سالانه و نيز قانون ساماندهي و حمايت از توليد و عرضه مسكن مصوب سال 1387 ساز و كارهاي حمايتي از روند بازسازي بافت‌هاي فرسوده شهري را تدوين و تصويب نموده است. اما در عمل فرايند بازسازي بافت‌هاي فرسوده از پيشرفت چنداني برخوردار نمي‌باشد، عمده‌ترين مشكل كندي اين روندهم از حيث هزينه و هم از جهت عدم مشاركت آزادسازي املاك براي اجراء پروژه بوده است، زیرا مردم ساكن و مالك معمولا با اجراي اينگونه طرح‌ها موافق نیستند و عدم همكاري و مقاومت ایشان را موجب می شود.

شيوه‌هاي مختلفي براي مداخله در اين بافت‌ها در سطح جهاني و از جمله در ايران مورد عمل قرار گرفته كه هر كدام از اين شيوه‌ها با نكات قوت و ضعفی همراه بوده است .

مشخصه های بافتهای فرسوده در ایران

مطالعات اجتماعي در مورد مردم ساكن و مالك در بافت‌هاي فرسوده شهري ايران[4] نشان  مي‌دهد در حدود 70% افراد شاغل و ساكن در اين بافت‌ها ملك شخصی داشته و اغلب بيش از 30 سال در اين مناطق ساكن يا شاغلند . جابه‌جايي جمعیت دراين بافت‌ها خيلي كند صورت گرفته  و جمعيت جابه‌جا شونده از دو خصوصيت برخوردارند، كساني كه از اين نقاط به نقاط ديگر شهر مهاجرت مي‌كنند نسل جديد و داراي سواد، شغل و درآمد بالاتري هستند و درست برعكس جمعيت جايگزين از حواشي و مناطق اسكان غيررسمي جايگزين ايشان مي‌شوند لذا تعلقات اجتماعي در اين مناطق بالاست و اين تعلقات در نسل قديمي‌تر كه داراي سواد كمتر، مشاغل پايين‌تر و دارايي كمتر هستند بيشتر به چشم مي‌خورد، اين شاخصه‌ها مشاركت‌جويي، نوآوري و قدرت ريسك‌پذيري مردم اين مناطق را كاهش مي‌دهد. بيش از 70 درصد مردم اين مناطق بي‌سواد یا سوادی در حد ابتدايي دارند، 90 درصد ايشان درآمدهايي كمتر از 400 هزار تومان در ماه كسب مي‌كنند، بيش از 50 درصد ساكنين منازل و املاكشان كمتر از 200 متر مي‌باشد. اغلب ساكنين، (بيش از 50 درصد) حجم خانوارشان بين 5 تا 8 نفر مي‌باشد. اين شاخص‌ها نشان از وضع نامطلوب فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي مردم اين مناطق دارد كه خود عامل مهمي در عدم مشاركت و كندي فرايند بازسازي بافتها را موجب مي‌گردد.


هفتاد در صد اكثر ساكنين در نظر سنجي‌هاي انجام شده، بازسازي بافت‌هاي فرسوده را ضروري مي‌دانند اما در عمل مشاركت چنداني از خود نشان نمي‌دهند زيرا آنها معتقدند سود ناشي از بازسازي بافت‌هاي فرسوده متوجه مردم نخواهد شد و فقط 2% معتقدند سود اصلي را مردم خواهند برد.  زيرا آنها شيوه‌هاي مداخله در اين بافت‌ها به ويژه روش تملك قانوني و اجباري را ظلم در حق خويش تلقي مي‌كنند  80% اعتقاد دارند در حين عمليات بازسازي از حيث سكونت آواره مي‌شوند و از جهت شغلي آسيب مي‌بينند در حدود 70% آنها اعلام نمو‌ده‌اند ما شناختي از چگونگي روند كار نداريم . و در مجموع نسبت به مجريان و دولت بدبين بوده و از اعتماد كافي برخوردار نيستند، اين در حالی است كه زندگي در اين بافت‌ها براي مردم مشكل مي‌باشد. 94 درصد مردم اعلام داشته‌اند از حيث دسترسي‌ها و خدمات عمومي داراي مشكلات جدي هستيم دست كم 50% اين بافت‌ها داراي معابر كمتر از 6 متر و به همين نسبت خطرپذيري بالا در مقابل حوادث طبيعي مثل آتش‌سوزي و خصوصا زلزله مي‌باشند.

تجدید حیات شهری ، محیط شهری را در لایه های مختلفی تحت تاثیر قرار می دهد. حفظ هویت شهری و اجتماعی ، فرهنگهای محلی و محیط طبیعی و مصنوع بایستی از اهداف اصلی چنین برنامه هایی باشند.

هویت شهری

یکی از عمومی ترین چالشهای تجدید حیات شهری در محلات و محیط های موجود ، کشف و حفظ اثار فیزیکی قابل مشاهده و استخراج یک تصویر هویتی از انست.  تجدید حیات شهری نه تنها جنبه های فیزیکی یک منطقه شهری را تغییر میدهد، بلکه باعث تغییر در تجربه  ما از محیط شهری و ارتباط روانی  و احساسی  با ان محیط میشود. مهمترین عوامل در این راستا موضوعات مربوط به تسلسل و تنوع هستند.

تنوع در تمام لایه ها برای ایجاد نشاط و طراوت از موضوعات اساسی بوده و بایستی در برنامه ها تشویق شود.  به عقیده جین جاکوب یکی از بزرگترین سزمایه های یک شهر در کلیت ان،  گرد اوردن یک امیخته غیر قابل پیش بینی از مردم با سلایق و فرهنگهای مختلف است. از نظر وی، شهرهای بزرگ با کاربری های مختلف و پیچیده و راههای متنوع بهترین مولدهای تنوع و ایجاد ایده های جدید و کسب و کارهای نو اورانه هستند. به عقیده بسیاری از صاحب نظران  تنوع در یک محیط شهری مهمترین عامل برای یک زندگی سالم و مولد است. تتوع یکی از پایه های اصلی برای گسترش جامعه و تمدن هاست.

کوین لینچ میگویر هرچند تنوع یکی از مهمترین مشخصه های زندگی و مخیط شهری است. ولی پیچیدگی ها یک شهر مدرن نیاز به پیوستگی دارد. وی شهر را به عنوان " به عنوان منطقه ای با یک کاراکتر قابل تشخیصی و یکپارچه که توسط نشانه هایش قابل تشخیص است تعریف کرده و مناطقی را از این نشانه ها خالی باشند  جزیی از شهر به حساب نخواهند امد.  به عقید هولکومب و بورگارد حس پیوستگی [5] برای دارا بودن حس واقعیت [6]ضروری است. بنا براین لازم است تا دریک بازسازی شهری یکپارچگی و پیوستگی تا حد ممکن حفظ گردد. بنا به عقیده لینج پیوستگی ناحیه ای باید هدف اصلی بازسازی های شهری باشد.  او میگوید هدف بازسازی بایستی حفظ  جامعه محلی و ذهینت تاریخی ، در کنار حساسیت به طبیعت و ماهیت ان منطقه توسط ساکنان و اعضای خود باشد.

بنا براین در یک برنامه واقع گرایانه بازسازی بایستی برخوردی کل گرا بر اساس یک درک  چند وجهی از نیروهای تاثیر گذار اجتماعی و اقتصادی که بر مناطق شهری و طبیعت فیزیکی شهرها اثر میگذارند  بوجود امده و بر این اساس حرکت کرد. لذا چنین برنامه ای نیاز به یک سری سیاست گذاری های ظریف و حساس دارد که پاتریک گددس در حدود یک قرن پیش انهارا به این صورت خلاصه کرد.

"...برنامه ریزی شهری  چیزی نیست که بتوان انرا از بالا اجرا نموده  اصول انرا به سادگی پایه گذاری کرده و دانش انچه در محلی فراگرفته شده به جایی دیگر تامیم داد. این گسترشها،  دارای یک زندگی کاملا منحصربفرد بوده که دارای یک مشخصه های محلی  است. انها دارای یک روح شهری و یک هویت کاملا خاص و بی همتا مختص به خود بوده و قابلیت رشد  و گسترش داشته وتوانایی بهتر شدن از جهات مختلف را داراهستند. انها  میتواند سود اوربوده و الگوی دیگران قرار گرفته یا انتقاد سایرین را برانگیزند ولی به هر حال همیشه راه خاص خود را رفته و بر پایه خویش استوار خواهند بود.

لذا خفظ پیوستگی و تنوع ؛ حساسیت به موضوعات منحصر بفرد محلی ، محیطی و اجتماعی و اقتصادی در بازسازی های شهری از موارد  مهم به حساب میایند.  با پیدایش الگوهای جهانی  هویت های محلی به شدت مورد تهدید قرا ر گرفته اند.  و شهرها در سراسر جهان به تدریج چهره هایی شبیه و یکنواخت بدون توجه اصالتها و محیط و جامعه محلی خود پیدا میکنند.  فرایند بازسازی و تجدید حیات شهری میتواند به هویت منحصر بفرد هر شهر کمک کرده و از حس بی مکانی[7] که در شهرهای کنونی به تدریج در حال شکل گیری هستند که نتیجه تفکر  یک معماری بین المللی و غالب شدن یک فرهنگی جهانی توده گرایانه است ، بکاهد.

با توجه به تازه بودن برنامه های بازسازی شهری در ایران شایسته است که دست اندرکاران از تجریبات دیگران در این امر سود برده و برنامه هایی تدوین نمایند که موارد یاد شده در فوق را در خود بگنجاند. انچه در برنامه فعلی ایران مشاهد میشود. تاکید بر تخریب، برخوردهای فله ای بدون حساسیتهای خاص و عمیق به ویژگی های محلی ، عدم توجه به محیط و سوابق تاریخی هر محله ، عدم تاکید بر موضوعات اجتماعی و حفظ محلات و ابنیه و عدم تکیه به مشارکتهای محلی است که بنا به انچه گفته شد این طرز برخورد مطمنئا با اقبال مردم روبرو نشده و در اینده اثرات نامطلوبی به همراه خواهد داشت.

[1] Haussmann

[2] City Beautiful movement

[3] American Park

[4] حسيني- 1387، بهروان- 1387، كهزايي- 1385، حامدمقدم- 1375، عندليب- 1386، مشاورين طاش-1385

[5] sense of continuity

[6] sense of reality

[7] placelessness
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 10:40  توسط بهزاد قدیری  | 

مقدمــــه
ایجاد و گسترش فضاهای شهری موثر، کارآمد و پویا از جمله مباحثی است که مورد توجه معماران، طراحان و برنامه ریزان بوده و هست. فضاهای شهری که بعنوان بطن حیات اجتماعی و شهری امروزی مطرحند، دارای ابعاد مختلفی می باشند، اما به نظر می رسد در کشور ما بجز معدود مواردی در حیطه طراحی شهری، همچنان به تعاریف نظری موضوع پرداخته و کمتر به مردم، فعالیتهای اْنان و فضاهای ویژه آنان توجه کرده ایم. چنانچه همگان بدان اذعان داریم، لازمه باور و توجه به موضوعی، شناخت کامل و شفاف سازی ابعاد مختلف و تاثیر و تاثرات آن بر محیط و مخاطبین است.

پرسش اساسی نیز ازهمین نقطه آغاز میگردد؛ ابعاد مختلف فضاهای شهری چیست و این ابعاد چه تاثیری بر وجوه مختلف یک شهر خواهد گذاشت؟ و آیا اساسا شناخت موارد فوق می تواند جایگاهی در طراحی فضاهای شهری داشته باشد یا خیر؟

1- شهر و فضاهای شهری

1-1- تعریف شهر
از نظر کالبدی شهر جایی است که دارای ساختمانهای بلند، خیابانها، ادارات، پارک ها و زیرساختهای شهری و ... باشد. از نظر اقتصادی نیز، شهر مکانی است که دارای وجه قالب اشتغال صنعتی و خدماتی بوده و متفاوت از اشتغال توام با تولید در روستا باشد. یکی از انواع تعریف های رایج از شهر، تعریف جمعیتی آن است، در این تعریف شهر را مکانی می گویند که دارای جمعیتی بیش از 10 هزار نفر بوده و یا دارای شهرداری باشد.



طبق ماده 4 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری، شهر مکانی است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیایی مشخص واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل دارای سیمایی با ویژگیهای خاص خود است.

اما آیا شهر تنها مجموعه ای از فضاهای سکونت، کار و تفریح است و یا می تواند بعنوان فضای کالبدی حیات اجتماعی یک شهر تلقی گردد؟
جدای از تعاریف فوق شهر جایی است که تعاملات شهری در آن بوقوع می پیوند، و مردم حس شهروندی نسبت به شهر خود دارا می باشند. بعبارتی آنچه شهر را می سازد، ساختمانهای عظیم و پارکها نیستند بلکه مردم خود شهرند با تمام سلایق و ویژگیهای منحصر بفردشان؛ جایی که در آن روابط انسانی و اجتماعی آنها شکل گرفته و بارور می شود.

بدین ترتیب می توان ادعا نمود که یک شهر تنها بر پدیده های مادی استوار نیست بلکه نیاز به زندگی اجتماعی و روابط انسانی نیز بر ایجاد آن اثر گذار است. امکان پاسخگویی به چنین نیازهای اجتماعی و انسانی در فضاهای شهری بوقوع می پیوندد.

 

1-2- فضای شهری و ابعاد آن
فضاهای شهری ویژگیهای کالبدی و کارکردی متفاوتی در دوره های مختلف و بسترهای جغرافیایی و فرهنگی متفاوت به خود گرفته اند و از این روی تعاریف گوناگونی نیز از آنها به عمل آمده است. نگاهی به این تعاریف و دیدگاهها برای استخراج ابعاد مختلف یک فضای شهری نشان از دو عامل فرم (کالبد) و ماهیت (عملکرد) فضاهای شهری است.

کالبد و فعالیت در دوره باستان یکی است، اما در اواخر قرن هجدهم متفاوت از یکدیگر است. در این دوره شهر و فضاهای شهری کانون اندیشه ها، عواطف و احساسات بشری است. و از اواسط قرن بیستم تاکنون مفهوم فضای شهری به گونه دیگری است:

"فضای شهری به ترکیبی اطلاق می شود که از فعالیت ها، بناهای مختلف فرهنگی، اجتماعی، اداری، تجاری و مانند آن و عناصر و اجزای شهری به صورتی آراسته، هماهنگ و واجد نظم و زیبایی و بالطبع با ارزش های بصری تشکیل می گردد و از نظر فیزیکی دارای بدنه ای محصور کننده می باشد. بعبارتی فضای شهری جزئی از یک شهر است که بعنوان عرصه عمومی، تجلی گاه فعالیتهای شهری است."

بدین ترتیب در حال حاضر هرگونه فضایی را نمی توان فضای شهری قلمداد نمود؛ چرا که فضای شهری دارای ویژگیهایی ارتباطی بوده و بخشی از ارگانیسم زنده شهر است که با شرایط اجتماعی، اقتصادی و فنی در حال تغییر، مرتبط است و در غیر این صورت بجز حفره ای در میان ساختمانها و سایر اجزای شهری نخواهد بود.

با این تعاریف فضای شهری امروزی حاصل نگرش توام به هر دو بعد فرم (کالبد) و عملکرد (محتوا) ست و ضرورتاً "فضای شهری را نه فقط باید از طریق ویژگیهای زیبایی شناختی آن بلکه باید از طریق تحلیل مشخصه های محتوای آن مورد بازشناسی قرار داد." بنابراین در بررسی و تحلیل تاثیرات آن نیز این دو فاکتور ملاک عمل خواهد بود.
2- تاثیر فضاهای شهری بر وجوه مختلف یک شهر
بر اساس مطالب پیشین می توان گفت که یک شهر از عوامل و اجزای مختلفی تشکیل می گردد که این عوامل در قالب دو گروه کلی قابل تقسیم بندی است:
الف) عناصر کالبدی شهر نظیر ساختمانها و زیرساختهای شهری
ب) عوامل فرهنگی و اجتماعی یک شهر، نظیر مناسبات فرهنگی، سیاسی و ... ویژه آن شهر

از طرفی فضای شهری نیز بعنوان یکی از عناصر هویتی یک شهر که بر تمامی عوامل و عناصر یک شهر تاثیر گذار است عنصری تک بعدی نبوده و دارای دو فاکتور حیاتی خود بعنوان فرم و کارکرد است. حال بدیهی است که با چنین نگرشی به شهر و فضاهای شهری می توان تاثیرات متقابل شهر و فضاهای شهری بر یکدیگر را نیز نتیجه همین دو عامل دانست:
الف) تاثیر فضاهای شهری بر سیما و توسعه کالبدی شهر
ب) تاثیر فضاهای شهری بر وجوه فرهنگی و اجتماعی یک شهر

2-1- تاثیر فضاهای شهری بر سیما و کالبد یک شهر
شهر فضایی است که تحرک، تداوم و توسعه از مشخصات بارز آن به شمار می آید و ناگزیر از تحرک و توسعه در فضای مکانی است.
فضاهای شهری بدلیل جوانب فیزیکی و کالبدی خود، نوعی فضای نمادین، اداراکی، مادی و حقیقی است که که با شهر و کالبد شهر پیوندی عمیق دارد و بنابراین یک فضای شهری فضایی است که عنصری هویت بخش از یک شهر تلقی می شود؛ بطوریکه اغلب شهرهای بزرگ را می توان بواسطه فضاهای شهری آن بازشناخت. فضاهای شهری که بر اساس قواعد زیبایی شناسی شکل گرفته و در کل سیما و ظاهری زیبا به منطقه تحت نفوذ خویش می دهند می توانند بعنوان عناصر کلیدی و محور های توسعه یک شهر مد نظر قرار گیرند و یا بعنوان عنصری مونومانتال از یک شهر بر منظر و سیمای شهر تاثیرگذار باشند.


در حالت کلی فضاهای شهری را در دو قالب مدرن و تاریخی (یا حداقل با پس زمینه ای تاریخی) می توان گروه بندی نمود. اغلب این فضاها علاوه بر اثرات کالبدی مستقیم که بر سیمای یک شهر بر جای می گذارند، می توانند بواسطه جذب گردشگر و فعالیتهای اقتصادی درون خود نیز بعنوان عامل پویایی و تحرک در شهر به شمار آیند؛ بطوریکه برخی شهرها بعنوان شهرهایی زنده و پویا و برخی بدلیل عدم وجود فضاهای شهری که خود موجب عواملی چون زندگی شب و فعالیتهای جمعی و ... می شود، شهرهایی بی روح و کم تحرک جلوه می کنند.

2-2- تاثیر فضاهای شهری بر وجوه فرهنگی و اجتماعی یک شهر
نقش کارکردی فضاهای شهری بعنوان مکان فعالیت های عمومی و عرصه تعاملات شهری، از دیرباز تا کنون همواره وجود داشته است؛ بطوریکه فعالیتهای مردم هر عصر را می توان توسط فضاهای شهری آنها بازشناخت و یا بالعکس فضاهای شهری را بواسطه فعالیتها و علایق شهروندان معرفی نمود؛ بنابراین رابطه تنگاتنگی میان توسعه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی یک شهر و فضاهای شهری آن وجود دارد.
به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان، بالاترین مرحله بلوغ فرهنگی، اجتماعی شهروندان یک شهر در فضاهای شهری بوقوع می پیوندد؛ همانجایی که علاوه بر فرم و کالبد دارای مفهومی وسیعتر با عنوان محتواست.


دکتر حمیدرضا پارسی عناصر محتوای فضای شهری را فعالیتها و حیات مدنی می داند.
فعالیتهای انسانی در عرصه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، ضامن بقای زندگی جمعی و حس شهروندی است که بواسطه فضاهای شهری گسترش و تجلی می یابد؛ بعبارتی فضای شهری مکانی است که مناسبات چهره به چهره، تظاهرات سیاسی و حتی جشن های عمومی در آنجا برگزار می شود و بواسطه حضور همین فعالیت ها می تواند مفاهیمی چون مشارکت شهروندی، جامعه مدنی و ... را در بر گیرد. حیات مدنی یا مدنیت نیز چیزی جدای از مردم، مشارکت آنان و روابط انسانی، اجتماعی آنها نیست که نماد سازنده آن فضای شهری است.
از طرفی همانگونه که رنگ، نور، فرم و جریان حاکم بر یک فضای معماری می تواند در نحوه نگرش به آن فضا و حتی احساس شادی یا غم ساکنین آن فضا تاثیر بگذارد، فضای شهری نیز بر مخاطبین خود که اساس شکل دهی به یک شهر می باشند، تاثیر گذار است. فضای شهری باز عموما القا کننده آزادی و حقوق شهروندی است؛ جایی که احساس جوشش و خروش در آن وجود دارد، نمی توان آهسته و بی تفاوت بود و بدون شک چنین است که بسیاری از فضاهای شهری، خود موجب جنبشهای سیاسی، فرهنگی و ... بوده اند.

منابع:
- توسلی، محمود، " طراحی فضاهای شهری" ، مرکز مطالعات و تحقیقات معماری و شهرسازی ایران، 1376
- کریر، راب، "فضای شهری" ، انتشارات جهاد دانشگاهی، 1375
- حبیبی، سید محسن، "جامعه مدنی و حیات شهری"، هنرهای زیبا، شماره 7
- پارسی، حمیدرضا، "چارچوب نظری محتوای فضای شهری"، هنرهای زیبا، شماره 42
- مدنی پور، علی، "طراحی فضای شهری (نگرشی بر فرآیندی اجتماعی و مکانی)" ، شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری، تابستان 1384
www.archnoise.com
www.chn.ir
www.pps.org
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 10:32  توسط بهزاد قدیری  | 

چکیده:
براستی معماری به چه سویی پیش می رود؟ و این مسیری که در آن گام برداشته ایم آیا مسیر پیشرفت است و یا حقیقتا در حال پسرفت در آن هستیم؟ و آیا هنوز می توان از معماری گذشته به عنوان منبعی غنی الهام گرفت و به مراحل عالی تری قدم نهاد؟
در این مقاله تلاش شده است تا با نگاهی به دست آوردهای امروز و داشته های دیروز به  مسیری دست یابیم که فردایی روشن تر را برایمان رقم زند...
در حقیقت این بحث تلاشی است برای بهتر دیدن آنچه که خود داریم و غافل از آن، گاها برای بدست آوردنش، نگاه به اطراف و دنیای غرب می اندازیم. منابعی که خود سالهاست از نزدیک دیده و با تمام وجود لمس نموده و بعضا با آن زندگی کرده ایم اما باز هم با این وجود بی توجه به آنها گام برداشته ایم و سعی در طی مسیری داشته ایم که گذشتگانمان سال ها قبل بهتر از ما طی نموده اند و چه بسا همین نزدیکی بیش از حد است که ما را از توجه به آنها دور ساخته است.
مقدمه:
با توجه به اینکه مصرف انرژی در فضاهای زیستی بسی افزون تر از آنی است که در حمل و نقل رخ می دهد و اینکه اگر به صرافت افتاده باشیم که ساخت و ساز تا چه حد می تواند بر استفاده بهینه از این انرژی تاثیر گذار باشد و اگر بر این عقیده باشیم که این امر، حقیقتا بر عهده ما معماران است، اینجاست که به کیفیت و کمیت انرژی خواهی بنا حساس می شویم. اقلیم پذیری، میزان انرژی خواهی، آسایش گرمایی، همه و همه از مهم ترین ملاحظات معمار تلقی می شوند که در دنیای امروز بسیار فزونی یافته است.


تهویه:
موضوع مورد مطالعه در این مقاله، بحث تهویه در ساختمان است. امروزه با شنیدن کلمه تهویه ناخودآگاه سیستم های مکانیکی پیشرفته ی امروزی در ذهن ما تداعی می یابد. اما علی رقم این همه ابزار و امکانات، همچنان فکر ما درگیر مشکلات و معایب موجود در استفاده از این ماشین آلات است.
در ساختان های امروزی و  با رشد روز افزون جمعیت و کوچکتر شدن فضاها یکی از جمله مشکلات استفاده از ابزارهای مکانیکی عدم وجود فضای لازم برای قرار دادن اینگونه از ماشین آلات است و در مراحل بعدی هزینه ی تهیه، نصب و تعمیر آنها از یک سو و هزینه های ناشی از مصرف بالای انرژی در این وسایل موجب گشته است که ذهن انسان همیشه درگیر این دست از موضوعات باشد. علاوه بر مشکلات یاد شده این ماشین ها تا کنون نتوانسته اند فشار موجود هوا در ساختمان را به طور یکسان تامین نمایند و این موضوع باعث تجدید تفکر انسان برای بازگشت به معماری گذشته گشته تا با طراحی دوباره ساختمان ها و تلفیق روش های گذشته با معماری مدرن امروزی جهت تامین نیازهای خود به شکلی کارآمدتر قدم بردارد.
تهویه مصنوعی و اثبات ناکارآمدی آن:
همان طور که می دانیم سیستم های تهویه مکانیکی،  سیستم های پیچیده ای با تعداد زیادی اجزا هستند که نیازمند فضا و مصرف انرژی می باشند. به عنوان یک پیامد، استفاده یک پارچه از این سیستم ها در ساختمان ها، چالش برانگیز و نیازمند مهارت است؛ یک سیستم تهویه مکانیکی، دارای عمر خدمت کوتاهی نسبت به ساختار ساختمان می باشد و از طرفی بازسازی و یا نوسازی سیستم تهویه مکانیکی بخش بزرگی از هزینه های ساختمان را شامل می شود. در حقیقت بسیاری از سیستم های تهویه مکانیکی هوای مطلوب مورد نظر را ایجاد نمی کنند که این موضوع در تحقیقات به عنوان "سندروم ساختمان بیمار"معروف شده است که باعث کم شدن اعتقاد به سیستم های مکانیکی، به عنوان راه حل نهایی شده است. سیستم های تهویه ی مکانیکی صدای زیادی تولید می کنند (هم در داخل ساختمان و هم در خارج آن ) و اغلب تمیز کردن، نگهداری و تعمیر آنها سخت می باشد. در مجموع همه ی این موارد و نیز افزایش آگاهی پیرامون پیامد های محیطی، مصرف بیشتر انرژی و منابع، به تمرکز بیشتر بر ساختمان های با مصرف پایین انرژی منجر شده است.

تهویه طبیعی و اصول آن:
تهویه طبیعی می تواند هوای تازه را تامین کرده، به انتقال بو و گرمای درونی،خنک سازی سازه و کاهش پرتو سازه ای و همچنین ایجاد سرمایش تبخیری بدن و هوا یاری رساند. تهویه طبیعی به علل زیر رخ می دهد.:1.اختلاف فشار هوای باد 2.اختلاف فشار هوای دما
تهویه طبیعی در  نواحی گرم و خشک آمیزه ای از حرکات عمودی و افقی است که با اختلاف فشار دما یا باد است.تهویه طبیعی که بر مبنای حرکات افقی هواست،برای سایت هایی با سر و صدای بیرونی  یا آلودگی هوا مناسب نخواهد بود.
"بادگیر" و تهویه طبیعی در معماری ایران:
بادگیر، یک روش ابداعی ایرانی برای ایجاد فضای خنک در داخل منازل گرم کویری است. این دستگاه تهویه مطبوع ، سالیان درازی از روزگاران دور ، فضای زندگی مردم ایران را قابل تحمل کرده است. بادگیرها معمولاً برجک های کوچکی به صورت چهارضلعی یا چند ضلعی های منتظمند که عمدتا  مرتفع‏تر از جاهای دیگر خانه و در روی بام جای می گیرند. عموماً بادگیرها بر روی قسمتی از خانه های کویری به نام حوضخانه بنا می شده اند. حوضخانه ایوانی کوچک بوده است که در انتهای اتاق های تابستانی هر عمارت قرار داشته که فضایی رابط است میان حیاط خانه و اتاق های تابستانی. بادگیرها دقیقاً در بالای این حوض قرار گرفته اند، و از طریق منافذی جریان هوا را به روی آب حوض هدایت می کنند. بادگیرها عموماً از خشت وگل ساخته می شده اند و برای محکم بودن آنها در مقابل وزش باد از تیرهای چوبی استفاده می شده است.اثر هوا کشی در بادگیر ها در اثر اختلاف فشار ناشی از باد و حرکت هواایجاد می شود. مشکل ورود گرد و غبار به بادگیر را با پهن ساختن قاعده ی برج به نسبت بدنه ی آن می توان حل کرد زیرا مقطع پهن از سرعت باد در ته بادگیر می کاهد و گرد و خاک در ته برج ته نشین می شود.
مطالعات موجود در زمینه تهویه طبیعی ساختمان ها نشان می دهد که فضای گشودگی های ورودی و خروجی بادگیر 5%-3% فضای کف را تشکیل می دهد. وقتی هیچگونه بادی نیست، بادگیر به عنوان دستگاه تهویه (مکش)عمل می کند .
و اما اکنون...
امروزه طرح های مدرن بادگیر، همچنین بام ساختمان های دارای تهویه طبیعی،آیرودینامیک تر از سازه های سنتی طراحی می شود. یعنی دارای شکل و فرمی مدور هستند تا جریان هوا فزونی یابد. تهویه طبیعی اغلب یکی از نمادها در طراحی سبز و پایدار می باشد .این نوع طراحی در محدوده ی وسیعی از راه حل هایی با بالاتر ین سطح تکنولوژی تا راه حل هایی با تکنولوژی بسیار پایین را در بر می گیرد.
نمونه های موردی از جنبه های معماری:
در نهایت...
همان طور که بیان شد این مقاله سعی بر آن داشت تا با نگاهی بهتر به معماری گذشته و ذکر محاسن آن و همچنین نگاهی به معماری امروز و معایب آن با توجه به اهمیب کاهش مصرف انرژی در معماری امروز، به اندیشه ای نو و کاملا ایرانی در معماری برسد. تا امروز نیز بتوان مانند گذشته به معماری خود با غرور و افتخار بالید.
براستی که چرا با این همه منابع غنی در معماری ایران باز نیم نگاهی به معماری غربی داشته باشیم و برای دست یابی به شیوه های نوین به جای آنکه به گذشته ی خود بنگریم ،به آنها توجه داشته باشم؟
منابع:
تامی کلیون1389، تهویه طبیعی در ساختمان ها،مترجمان:مهندس محمدرضا لیلیان- مهدیه عابدی- آرین امیر خانی- دکتر منصوره طاهباز
هالگر کخ-نیلسن،تهویه طبیعی(راهنمای طراحی اقلیمی مناطق گرم)،ترجمه محمد احمدی نژاد
بررسی اقلیمی ابنیه سنتی ایران،دکتر وحید قبادیان،تهران1377
آشنایی با معماری اسلامی ایران،دکتر محمد کریم پیرنیا،تهران،چاپ نهم 1384
بادگیر شاهکار مهندسی ایران،دکتر مهدی بهادری نژاد،تهران:یزدا1387
بادخان(ملاحظات کالبدی در ساختمان)،مهندسین مشاور مک کارتی،ترجمه محمد احمدی نژاد،تهران1381
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 10:27  توسط بهزاد قدیری  | 


ساختمان‌ها باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که قادر به استفاده از اقلیم و منابع انرژی محلی باشند.

شکل و نحوه استقرار ساختمان و محل قرارگیری فضاهای داخلی آن می‌تواند به‌گــونــه‌ای باشد که موجب ارتقاء سطح آسایش درون ساختمان شود و در عین‌حال از طریق عایق بندی صحیح سازه، موجبات کاهش مصرف سوخت فسیلی پدید آید. این دو فرایند مذکور ناگزیر دارای همپوشانی و نقاط مشترک فراوانی است.

پیش از گسترش همه جانبه مصرف سوخت فسیلی، چوب منبع اصلی انرژی به حساب می‌آمد که هنوز هم حدود 15درصد از انرژی امروز را نیز تأمین می‌کند.

هنگامی که چوب کمیاب و نایاب شد برای بسیاری از مردم امری طبیعی بود که در راستای کاهش نیاز به چوب، برای تولید گرما از گرمای خورشید کمک بگیرند.

شهرهای یونانی همچون «پیرنه» مکان شهر را به‌گونه‌ای تغییر دادند که از ورود سیل به شهر جلوگیری شود و شبکه‌ای مستطیل شکل با خیابان‌های شرقی- غربی را احداث کردند که به ساختمان‌ها اجازه جهت‌گیری به سمت جنوب و استفاده از نور مطلوب خورشید را می‌داد.

رومی‌ها نیز پیروی از اصول طراحی خورشیدی را با آموختن از تجربیات یونان ادامه دادند اما آنها پنجره‌های شفاف که اختراع قرن اول پس از میلاد بود را برای افزایش گرمای به‌دست آمده به‌کار گرفتند.

با افزایش کمبود چوب به‌عنوان سوخت، استفاده از نمای رو به جنوب در ساخت منازل ثروتــمـنـدان و هـمـچنین حمام‌های عـمومی شهـر نیز مـتـداول شــد.

سنت طراحی با توجه به اقـلـیـم بـرای ایجاد آسایش درون ساختمان به قوانین گرمایش محدود نمی‌شود بلکه در بسیاری از اقـلـیــم‌ها معماران ملزم به طـراحـی فـضایی خنک برای پدید آوردن شرایطی مطلوب در داخل ساختمان بودند.

راه حل معــمول در عـصـر حاضر؛ یعنی استفاده از سیستم‌های تهویه مطبوع هوا، تنها فرایندی ناکارامد در تقابل با اقلیم به شمار می‌رود و در عین حال همراه با مصرف زیاد انرژی است که حتی به هنگام ارزانی و فراوانی انرژی به‌دلیل آلودگی حاصل از آن امری اشتباه به‌شمار می‌آید.

‌سابقه احداث تالار شهر در دنیا به بیش از یک قرن پیش بازمی‌گردد و امروزه در اکثر شهرهای دنیا بنایی با نام تالارشهر وجود دارد. در ایران به خاطر شرایط شهر‌سازی‌ در گذشته و اجتماع مردم در مکان‌های دیگر و با رشد یکباره شهرنشینی در چند دهه گذشته وجود بنای تالار شهر در ایران اجتناب‌ناپذیر است.

تالار شهر در ایران باید نمادی از تاریخ، هویت، تکنولوژی معاصر و پیوندی میان طبقات مختلف مردم آن شهر باشد. معرفی هنر قدیمی و معاصر در مجموعه تداعی‌کننده هویت محلی آن بنا‌ست. این شکل توسعه باعث رونق محلی، منطقه‌ای و در نهایت کشوری می شود و کمک شایانی به اقتصاد کشور عزیزمان ایران می‌کند.

در بررسی نمونه‌های غربی تالار شهر بی‌تردید شیوه کار و نوع برخورد آنان با مسائل اجتماعی و فرهنگی و روش مدیریت متمرکز آنها حائز اهمیت است.

این گروه از فضاهای خدماتی به لحاظ آنکه در دوره حاضر و منطبق با شرایط زندگی در قرن 21 در حال ارائه خدمات هستند فضاهای زنده و دارای ارزش‌های کاربردی در شهرسازی نوین تلقی می‌‌شوند.

سیتی‌هال در تمامی شهرهای بزرگ جهان صنعتی با مختصر تفاوت‌هایی ماهیت بنایی سمبلیک و واحد را در سطح شهر داشته، عمدتاً عملکردهای تشریفاتی دارد که در قالب سالن‌ها و فضاهای خاص و بزرگ برای برگزاری مجامع و کنفرانس‌های مهم و مراسم ویژه تجلی می‌یابد و در هریک عملکردهای خدماتی آن در مقایسه با عملکرد تشریفاتی فوق در مقام دوم اهمیت قرار می‌گیرد.

تالار شهر به مفهوم عام آن مکانی است که به همه مردم شهر تعلق دارد و همچنان که شهر متعلق به شهروندان است تالار شهر نیز خانه نمادین شهروندان به‌شمار می‌آید و لازم به ذکر است که ماهیت استقلال عملکرد تالار شهر از عملکرد شهروندان در اداره شهرشان مایه می‌گیرد.

شورای شهر به‌عنوان نماینده شهروندان عملیات شهرداران را زیر نظر دارد و امور اجتماعی شهر در این انجمن و شوراهای آن حل و فصل می‌شود.

نشست‌ها و گردهمایی‌های متعددی که مربوط به شورای اصناف، شورای شهر و شهرستان و استان است، در همین محل تشکیل می‌‌شود. تالار شهر سمبل و نهاد شهر و مرکز گردهمایی عمومی و ارتباط و تعامل میان مردم در عرصه مسائل شهری است.

نقش این فضا در اکثر شهرهای دنیا ایجاد جاذبه و کنش برای همکاری مردم و فراهم آوردن زمینه‌های لازم برای ارتقاء کیفی و کمی خدمات و فضاهای شهری است.

در تالار شهر، آن دسته از تنگناها و گره‌های شهری مورد بررسی قرار می‌گیرد که دولت و نهادهای دیگر شهری به تنهایی قادر به حل آنها نیستند. مهم‌ترین مخاطبان تالار شهر، شهروندان شهر هستند؛ شهروندانی که برای ظهور خلاقیت‌های فردی و کسب تجربه‌ها و اندیشه‌های جدید به فضاهایی مانند تالار شهر نیاز دارند.

در روند برنامه‌ریزی و فضایابی آنچه مورد نظر است، ایجاد فضایی برای مجامع گردهمایی‌ها و مرکزی برای تبادل آراء شورای محلی، ناحیه‌ای، شهری و استانی، همواره با اجزاء اداری، فرهنگی و خدماتی است که در جهت تقویت مشارکت شهروندان به منصه‌ظهور خواهد رسید.

البته پیچیدگی، ویژگی و تفاوت‌های فرهنگی تلقی در هر شهر موجب می‌شود تعریف دقیقی و ثابتی از تالار شهر پدید نیاید اما آنچه مسلم است این است که بررسی پاره‌ای از مراکز خدماتی و یا سیتی‌هال‌های شهرها  در کشورهای صنعتی پیشرفته می‌تواند در این روال، روشنگر شیوه برخورد با مسئله از دید معماران و برنامه‌ریزان بزرگ محسوب شود.

بنابراین با شناختی اصولی از کیفیت درونی عملکرد تالار شهر می‌بایستی شخصیت ممتاز بنای آن را در طراحی در نظر گرفت و در یک ترکیب فیزیکی مساعد که حاصل جانمایی متناسب در مجموعه است، استغنای کامل اصلی تجمع و شوراها را در وجوه کالبدی مجموعه بنای تالار شهر منظور کرد.

تالار شهر سئول، طراح گروه معماری استودیو مس (Mass Studies )، سئول، 2011-2006

در کتاب معماری «کره‌جنوبی- شمالی » چنین آمده است: تالار قدیمی شهر سئول 4طبقه با مساحت 8800 متر مربع که در سال 1962 ساخته شد و در سال 1986 باز‌سازی‌ شد. طراحی دوباره این بنا در سال 2006 توسط گروه معماری کره‌ای مس انجام شد.

به جای مجموعه‌ای اتفاقی از معماری در دوران‌های مختلف، تمام مجموعه می‌خواهد اثری از یک مجموعه را خلق کند. فضاهای جانبی این مجموعه مانند چهار چوبی در این بنا‌ست؛ به‌طوری‌که در نوسازی بخش‌های موجود داخلی و خارجی در ساختمان جدید هم وجود دارد.

مشخصات تالار جدید طراحی شده توسط گروه معماری مس به این شرح است: تعداد طبقات: 24 طبقه و 5 طبقه زیر زمین که 3 طبقه آن پارکینگ با 124 جایگاه است . مساحت محل: 12709 متر مربع، مساحت کل طبقات: 94398 و مساحت محوطه‌سازی‌ 2087 متر مربع .

ابتدا، در یک طرف حیاط، ساختمان قدیمی 4 طبقه تالار شهر، به‌عنوان یک کتابخانه عمومی به کار خواهد رفت؛ در طرف دیگر حیاط، امکانات مختلف عمومی (مانند: تالار سمفونی، میدان عمومی Dasan و خدمات عمومی) خواهد بود.

حیاط تالار شهر در مرکز مجتمع همه بخش‌ها را متحد و وصل می‌کند و  به‌عنوان عمومی‌ترین و قابل دسترس‌ترین فضا داخل مجتمع است.

این فضا در تالار قدیم به‌عنوان فضایی باز بوده و در تالار جدید هم به همین صورت است،  به‌طوری‌که برای فعالیت‌های اجتماعی در شهر سئول بی‌نظیر است. در مرکز زیرزمین یک کلاه فرنگی هشت‌وجهی شیشه‌ای قرار دارد. کلاه فرنگی مانند نشانه شهر در زیرزمین است، نور آن در 2طبقه بزرگ زیرزمین (شامل بخش‌های عمومی) وارد می‌شود.

 تالار سمفونی (بنایی 4طبقه است)، جزو عمومی‌ترین بخش‌ها خواهد بود و در شمال غربی تالار جدید قرار دارد. این تالار به بخش جدید شهر کمک خواهد کرد و با فضاهای عمومی مهم سئول از قبیل میدان‌های شهری Gyeongbok، Duksoo و مرکز فرهنگی Sejong به رقابت خواهد پرداخت.

دفاتر بزرگ‌ترین بخش این مجموعه در داخل 2برج متصل به هم در گوشه شمال شرقی مجموعه هستند. آن دو برج عملکردی یکسان و ارتفاع متفاوت دارند، به‌طوری که برج اول 18 طبقه به ارتفاع 4/82 متر و برج دوم 24 طبقه به ارتفاع 3/107متر است.

اتاق‌های کنفرانس و دیگر امکانات: امکانات کنفرانس در طبقه چهارم با یک اتاق مصاحبه مطبوعاتی است. سالن استراحت خبرنگاران و با اتاق‌های کنفرانس در اندازه‌های مختلف در طبقه هفتم قرار دارد.

سالن استراحت کارمندان و باشگاه در طبقه پنجم به باغ آسمانی در انتهای شرقی بنا متصل شده است. سالن‌های غذاخوری با بالکن‌ها بوده و در طبقه‌های هشتم و نهم قرار دارند که به باغ آسمانی در طبقه دهم متصل هستند ولی کارمندان برای غذا‌خوردن باید ابتدا آنجا را رزرو کنند.

سالن آسمان: با آسانسوری اختصاصی می‌توانیم وارد بام طبقه بیست و چهارم شویم که می‌توانیم دیدی کامل به محوطه اطراف بنا و شهر سئول و فضایی برای رصد آسمان که قابل دسترسی برای عموم مردم است، داشته باشیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 9:56  توسط بهزاد قدیری  | 

تاثير اقليم در معماري
اهمیت تاثیر اقلیم بر معماری،انجام مطالعات و پژوهش های جامعی را در این زمینه ایجاب می کند.بویژه در کشور ما که تنوع شرایط اقلیمی در آن کاملا مشهود است.انجام تحقیقات گسترده در این زمینه امری اجتناب ناپذیر است. بطورکلی،این پژوهش ها به دو صورت نظری وعملی انجام می گیرد.دروجه اول،مباحث نظری مربوط به اقلیم و ساختمان،مورد بررسی قرارمی گیرد و در وجه دوم،با بهره جستن از آمار آب و هوایی مناطق مختلف و انجام تقسیم بندی های اقلیمی،همچنین با استفاده از نمونه های ساختمانی مناطق مختلف اقلیمی،آزمایش ها و محاسبات دقیق صورت می گیرد.از آنجا که ازمایش ها عملی در چار چوب وظایف موسسات تحقیاقات ساختمانی انجام می گیرد واین امر تنها با تخصیص بودجه وزمان کافی از سوی سازمانهای مربوطه اماکان پذیر است، همچنین به دلیل نبود امکانات عملی جهت انجام این برنامه ها ودر دست نبودن امار واطلاعات آب وهوایی مناطق مختلف، پژوهش حاضر بیشتردر وجه اول استوار است. معماری واقلیم، پیوندشان بیشتر به رابطه نوزاد وآغوش می ماند، یا نسبت هر رستنی با خاک ، حریم امن وبستر بالیدن. با بستگی ای تکامل آفرین؛ الهام بخش والبته ، نه محیط زا. در این معنا، آغوش، خاک واقلیم ، رابط حیات وسرزندگی ونبودشان نمود میرایی است . تجربیات معماری بومی در پهنه جهان وآروین های آن در معماری ایران زمین نیز ، خود گواه تاکیدی بر اندیشه ی فرم زایی ملاحظات اقلیمی در معماری است تا عاملی بر محدودیت آن یا اسارت معمار. میزان متفاوت وترکیب گوناگون عوامل اقلیمی که خود ناشی از تفاوت موقعیت جغرافیای مناطق مختلف است، حوزه های اقلیمی متفاوتی در جان پدید آورده که هریک ویژگی های خاصی دارد. محیط زیست ، شهرها وحتی بناهای مربوط به این حوزه های اقلیمی، ویژگیهای خاصی متناسب با شرایط اقلیمی خود به دست آوردند. هدف این گزارش ، تعیین حوزه های مختلف اقلیمی ایران در ارتباط با معماری وارائه اطلاعاتی است که برای دست یابی به طرحهای منطقی معماری وهماهنگ با اقلیم مورد نظر است . در این گزارش تاثیر هریک از عناصر اقلیمی(تابش آفتاب، رطوبت وباد) برساختمان مورد بررسی قرار می گیرد. در بین این عناصر، تابش آفتاب- که نور وحرارت طبیعی را به وجودمی آورد- مهمترین عنصر محسوب می شود. حوزه های اقلیمی ایران تقسیمات اقلیمی در جهان در مورد تقسیم بندی اقلیمی نقاط مختلف جهان، روشهای گوناگونی پیشنهاد شده که از میان روش کوپن – دانشمند اتریشی- مورد قبول قرارگرفته است. کوپن براساس رشد ونمو انواع نباتات، پنج نوع اقلیم در مقیاس جهانی معرفی کرده است که عبارتند از: 1. اقلیم بارانی استوایی : در این اقلیم فصل سرد وجود ندارد و معدل دمای هوا در سردترین ماه سال بیش از18 درجه سانتی گراد است. 2. اقلیم گرم وخشک: در این مناطق، به دلیل آنکه میزان بارندگی سالانه بخار آب مورد نیاز جهت رطوبت هوا را تامین نمی کند، هوا به طور کلی خشک است. 3. اقلیم گرم-معتدل: معدل دمای هوای سردترین ماه سال در این مناطق بین 18 و3- درجه سانتی گراد ومعدل دمای هوا در گرمترین ماه سال بیش از 10 در جه سانتی گراد است. در این مناطق زمستان کوتاه است ولی ممکن است حدود یک ماه یا بیشتر زمین یخ بسته یا پوشیده از برف باشد. 4. اقلیم سرد و برفی: در این افلیم معدل دمای هوا در گرمترین ماه سال بیش از 10 درجه ودر سردترین ماه سال کمتر از3- درجه سانتی گراد است. بارندگی در این مناطق معمولا" به صورت برف است ودر طول چند ماه ازسال زمین پوشیده از برف ویخ است. 5. اقلیم قطبی: در این اقلیم معدل دمای هوا در گرمترین ماه سال کمتر از 10 درجه سانتی گراد است. در این جا برخلاف اقلیم بارانی واستوایی فصل گرم وجود ندارد. تقسیمات اقلیمی در ایران اصولا در بسیاری در مناطق جهان ،اقلیم بوسیله عرض جغرافیایی و اتفاع از سطح دریا مشخص می شود.ایران با قرار گرفتن بین 25 و 40 درجه عرض جغرافیایی شمالی،در منطقه گرم قرار دارد و از نظر ارتفاع نیز، فلات مرتفعی است که مجموع سطوحی از آن که ارتفاعشان از سطح دریا کمتر از 475متر است، درصد بسیار کمی از سطح کل کشور را تشکیل می دهند. با وجود اینک ایران دارای دو حوزه بزرگ آب(دریای خزر و خلیج فارس) است، بدلیل وجود رشته کوه های البرز و زاگرس و نحوه قرارگیری آنها، اثرات این دو حوزه محدود به نواحی بسیار نزدیک به آنها است و این حوزه ها، به ندرت اثری در تعدیل درجه حرارت قسمت های داخلی دارند. بی تردید در کشوری کوهستانی مانند ایران ،هیچ گاه دو نقطه از نظر اقلیمی مانند یکدیگر نیستند.با این حال، بهترین روش برای دستیابی به پایه ای به منظور تعیین مناطق اقلیمی کشور، همان اصول کوپن است که ناگزیر باید از آن پیروی کرد. بنابراین، تقسیمات چهار گانه ایران را که توسط دکتر حسن کنجی پیشنهاد شده نمی توان مورد استفاده قرار داد. وی تقسیم بندی کوپن را با کمی تغییر و با توجه به عوارض جغرافیایی کشور به شرح زیر پذیرفته است. 1. اقلیم معتدل و مرطوب(سواحل جنوبی دریای خزر) 2. اقلیم سرد (کوهستان های غربی) 3. اقلیم گرم خشک(فلات مرکزی) 4. اقلیم گرم و مرطوب(سواحل جنوبی) اقلیم معتدل و مرطوب (سواحل جنوبی دریای خزر) سواحل دریای خزر با آب و هوای معتدل و بارندگی فراوان، از جمله مناطق معتدل محسوب می شود. این منطقه که به صورت نواری بین رشته کوه های البرز و دریای خزر محصور شده، از جلگه های پستی تشکیل شده است که هر چه به طرف شرق پیشروی می کند، رطوبت و اعتدال هوا کاهش می یابد. در حقیقت ، رشته کوه های البرز که حد فاصل دو آب و هوای متضاد هستند، جلگه های پست خزر را از فلات مرکزی جدا می کنند. از جمله ویژگی های این اقلیم، رطوبت زیاد هوا و اعتدال درجه حرارت آن است. دمای هوا در روزهای تابستان معمولا بین 25تا30 درجه سانتی گراد و شبها بین 20تا23 درجه سانتی گراد و در زمستان معمولا بالای صفر است. در این منطقه، بارندگی بسیار زیاد و در تابستان به صورت رگبار است. شهرهای رشت، بندر انزلی، بابلسر و گرگان در این منطقه قرار دارند. بارندگی درتابستان کم ودر زمستان زیاد است وبیشتر به صورت برف می بارد. به طور کلی در این منطقه ،فصل بهار کوتاه است وتابستان و زمستان را از هم جدا می کند. تقسیمات اقلیمی و تیپولوژی معماری با توجه به شکل گیری و ترکیب معماری بومی مناطق مختلف ایران در می یابیم که ویژگی های متفاوت هر یک از این اقلیم ها،تاثیر فراوانی در شکل گیری شهر ها و ترکیب معماری این مناطق داشته اند.بنابراین،تعیین دقیق حوزه های اقلیمی در سطح کشور و دستیابی به مشخصات اقلیمی مناطق مختلف،در ارائه طرح های مناسب و هماهنگ با اقلیم هر منطقه اهمیت فراوانی دارد. ویژگی های معماری بومی مناطق معتدل و مرطوب معماری بومی این مناطق که بیشتر کرانه های دریا ی خزر و دامنه های شمالی کوه های البرزرا شامل می شود،به طور کلی دارای ویژگی های زیر است: 1. در نواحی بسیار مرطوب کرا نه های نزدیک دریا برای حفاظت ساختمان از رطوبت بیش از حد زمین،خانه ها بر روی پایه های چوبی ساخته شده اند. ولی در دامنه کوه ها که رطوبت کمتر است،معمولا خانه ها بر روی پایه هایی از سنگ و گل و در پاره ای موارد بر روی گربه رو ها بنا شده اند 2. برای حفاظت اتاق ها از باران،ایوانک های عریض و سرپوشیده ای در اطراف اتاق ها ساخته اند.این فضاها،در بسیاری از ماه های سال برای کار و استراحت و در پاره ای موارد برای نگهداری محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد. 3. بیشتر ساختمان ها با مصالحی با حداقل ظرفیت حرارتی بنا شده اند و در صورت استفاده از مصالح ساختمانی سنگین،ضخامت آنها در حداقل میزان ممکن حفظ شده است(در این مناطق بهتر است از مصالح ساختمانی سبک استفاده شود.چون در زمانی که نوسان دمای روزانه هوا کم است،ذخیره حرارت هیچ اهمیتی ندارد و علاوه براین ،مصالح ساختمانی سنگین تا حدود زیادی تأثیر تهویه و کوران را که یکی از ضروریات در این منطقه است کاهش می دهد). 4. در تمام ساختمان های این مناطق،بدون استثناء از کوران و تهویه طبیعی استفاده می شود.بطور کلی،پلان ها گسترده و باز و فرم کالبدی آنها بیشتر شکل های هندسی،طویل و باریک است. به منظور حداکثر استفاده از وزش باد در ایجاد تهویه طبیعی در داخل اتاق ها ،جهت قرارگیری ساختمان ها با توجه به جهت وزش نسیم های دریا تعیین شده است.در نقاطی که بادهای شدید و طولانی می وزد،قسمت های رو به باد ساختمان ها کاملا بسته است. 5. به منظور استفاده هر چه بیشتر از جریان هوا،همچنین بدلیل فراوانی آب و امکان دسترسی به آن در هر نقطه،ساختمان ها به صورت غیر متمرکز و پراکنده در مجموعه سازمان دهی شده است. 6. بدلیل بارندگی زیاد در این مناطق،بام ها شیبدار است و شیب بیشتر آنها تند است. اقلیم و ساختمان نکته قابل توجه اینکه،اگر چه عناصر اقلیمی تمام ساختمان ها را تحت تأثیر قرار می دهد و اصول مطرح شده در این قسمت در مورد تمام آنها صدق می کند،ولی در بکار گیری این اصول باید توجه داشت که در برخی ساختمان های خاص ممکن است تأثیر عناصر اقلیمی نسبت به تأثیر عوامل داخلی آن ساختمان ها (مانند حرارت ناشی از وجود افراد،چراغ های روشنایی و دستگاه های حرارت زا )بسیار اندک بوده،نقش تعیین کننده ای نداشته باشد. بنابراین،نتایج به دست آمده در این فصل،در مورد ساختمان هایی صدق می کند که عوامل داخلی عمده ای در آنها دخالت ندارد. تابش آفتاب و تأثیرآن بر ساختمان و محیط اطراف نور خورشید،همیشه برای ایجاد روشنایی طبیعی در ساختمان لازم است. ولی از آنجا که این نور در نهایت به حرارت تبدیل می شودفمیزان تابش مورد نیاز برای هر ساختمان باید با توجه به نوع آن و شرایط اقلیمی محل آن تعیین شود. بنابراین،شدت تابش آفتاب و حرارت حاصل از آن در یک نقطه از سطح زمین،به فاصله ای که پرتوی خورشید باید طی کند،ضخامت ابرو وضعیت آلودگی هوا بستگی دارد.به همین دلیل،شدت تابش آفتاب در یک محل با ارتفاع آن محل از سطح دریا متناسب است و در مناطق مرتفع،چون پرتوی خورشید فاصله ی کمتری از اتمسفر را طی می کند،حرارت بیشتری تولید می نماید.همچنین در ظهر محلی هر منطقه که خورشید در قائم ترین حالت خود نسبت به زمین آن محل قرار دارد و فاصله آن کمتر است،شدت تابش آفتاب بیشتر از صبح و عصر است که خورشید در مایل ترین حالت نسبت به زمین محل مورد نظر قرار دارد. با توجه به مطالب فوق در می یابیم که شدت تابش آفتاب در هر نقطه از سطح زمین،به موقعیت خورشید نسبت به آن منطقه بستگی دارد.از آنجا که موقعیت خورشید به دلیل حرکت وضعی و دورانی زمین در ساعت ها ،روزها وفصل های مختلف متفاوت است،برای بررسی شدت تابش آفتاب بر سطوح مختلف و حرارت حاصل از آن باید موقعیت خورشید نسبت به محل مورد نظر در زمان های مختلف مشخص باشد. بدین منظور،در این قسمت موقعیت خورشید مورد بررسی قرارمی گیرد. موقعیت خورشید در هر نقطه از سطح زمین،مسیر حرکت خورشید در آسمان در روزهای مختلف سال متفاوت است.برای مثال ،حرکت خورشید نسبت به ساختمانی که در نیم کره شمالی و رو به جنوب قرارگرفته،بدین طریق است که در تابستان خورشید از شمال شرقی محوطه ی این ساختمان طلوع و در شمال غربی آن غروب می کند.در زمستان، طلوع خورشید از جنوب شرقی و غروب آن در جنوب غربی محوطه ساختمان مزبور صورت می گیرد و فقط در اول فروردین و اول مهر ماه،خورشید کاملاًًًًًًًًً از شرق طلوع کرده،در غرب غروب می کند. موقعیت خورشید را در هر منطقه ودر هر زمان می توان به و سیله ی دو زاویه یکی ((زاویه تابش )) و دیگری ((جهت تابش )) مشخص کرد.زاویه تابش زاویه ای است که بین امتداد پرتوی خورشید و سطح افق تشکیل می شود و جهت تابش زاویه ای است که بین تصویر امتداد پرتو خورشید بر صفحه افق و شمال واقعی پدید می آید.(3-3)تغییرات روزانه و سالانه ی این دو زاویه به عرض جغرافیایی محل بستگی دارد. در بسیاری از کشورها،مقاذیر این دو زایه برای نقاط گوناگون و در زمان های مختلف محاسبه شده و به صورت جدول ها و منحنی هایی ارائه شده است. ولی چنانچه موقعیت خورشید براتی نقاط خاصی مورئ نظر باشد، آنها را می توان از طریق محاسبات ریاضی به دست آورد. اولین عامل موثر در محاسبه ی موقعیت خورشید ، زاویه ی چرخش خورشید است. این زاویه، زاویه ی است که بین دو صفحه ای که از خط استوا می گذرد و خطی که مرکز زمین و خورشید را به هم متصل می کند، ایجاد می شود و در طول سال از 23.5 درجه به طرف بالای صفحه ی استوا تا 23.5 درجه به طرف پایین صفحه ی استوا یعنی 47 درجه تغییر می یابد. دیگر عوامل موثر در تعیین زاویه ی تابش و جهت تابش، عرض جغرافیایی و زمان مورد نظر است. تابش آفتاب به طور کلی، تابش آفتاب با ساطع شدن پنج نوع پرتو یک ساختمان را تحت تأثیر قرار می دهد. این پنج نوع پرتو به ترتیب اهمیت عبارتند از: • پرتو مستقیم با طول موج کوتاه • پرتو پراکنده از آسمان با طول موج کوتاه   شرایط اقلیمی و خصوصیات آب و هوایی شرایط اقلیمی و خصوصیات آب و هوایی • شرایط اقلیمی و خصوصیات آب و هوایی • سلسله جبال البرز و زاگرس نواحی مرکزی ایران را از دریای خزر در شمال و جلگه بین النهرین در غرب جدا می کنند . • • نیز به صورت منفرد در مرکز و شرق ایران وجود دارند از جمله کوه تفتان ، شیر کوه و ... کوهستان های غربی که دامنه های غربی رشته کوههای فلات مرکزی ایران و سراسر کوههای زاگرس را در بر می گیرد از مناطق سردسیر کشور به شمار می آیند . • کلیات آب و هوایی این منطقه به شرح زیر می باشد : • • سرمای شدید در زمستان و هوای معتدل در تابستان • • اختلاف بسیار زیاد درجه حرارت هوا بین دمای شب • و روز • • بارش برف سنگین • • رطوبت کم هوا • میانگین دمای هوا در گرم ترین ماه سال در این اقلیم بیش از 10 درجه سانتی گراد و متوسط دمای هوا در سردترین ماه سال کمتر از 3- درجه سانتی گراد می باشد . • نوسانات دمایی در طی شبانه روز نیز در نواحی کوهستانی بیشتر است . در این اقلیم دره ها در فصل تابستان بسیار گرم و در زمستان معتدل اند . مقدار تابش آفتاب در فصل تابستان در این منطقه زیاد و در زمستان بسیار کم است . زمستان ها طولانی ، سرد و سخت بوده و تا چند ماه از سال ، زمین پوشیده از یخ ، و بهار کوتاه مدت است و زمستان و تابستان را از هم جدا می کند. سرما از اوایل آذر ماه شروع می شود و کم و بیش تا اواخر فروردین ادامه می یابد . در سراسر این منطقه از آذربایجان گرفته تا استان فارس ، زمستان ها به شدت سرد می باشد . • در این نواحی ، میزان بارندگی در تابستان کم و در زمستان زیاد است و بیشتر به صورت ریزش برف می باشد . برف های پیاپی بیشتر قله ها را می پوشاند . در ارتفاعات بالای 3000 متر همواره برف وجود دارد و این کوهستان ها سرچشمه رودخانه ها و قنات ها در کشور محسوب می شوند . • بارش برف در نواحی شمال و شمال غربی منطقه بیش از نواحی جنوب غربی آن است . علی رغم بارندگی فراوان ، رطوبت در این اقلیم کم می باشد . همچنین سلسله جبال غربی همانند سدی مانع از نفوذ هوای مرطوب مدیترانه به داخل فلات ایران می شوند و رطوبت هوا را تنها در دامنه های خود نگاه می دارند . برخلاف نواحی شمال ایران و سواحل دریای خزر که غلظت هوا به دلیل پستی زمین و بارش زیاد است در اقلیم سرد ، این غلظت کمتر بوده و همین امر میزان استفاده از تهویه طبیعی هوا را کاهش می دهد . • فرم بنا • برودت بسیار میانگین دمای هوا در گرم ترین ماه سال در این اقلیم بیش از 10 درجه سانتی گراد و متوسط دمای هوا در سردترین ماه سال کمتر از 3- درجه سانتی گراد می باشد . • نوسانات دمایی در طی شبانه روز نیز در نواحی کوهستانی بیشتر است . در این اقلیم دره ها در فصل تابستان بسیار گرم و در زمستان معتدل اند . مقدار تابش آفتاب در فصل تابستان در این منطقه زیاد و در زمستان بسیار کم است . زمستان ها طولانی ، سرد و سخت بوده و تا چند ماه از سال ، زمین پوشیده از یخ ، و بهار کوتاه مدت است و زمستان و تابستان را از هم جدا می کند. سرما از اوایل آذر ماه شروع می شود و کم و بیش تا اواخر فروردین ادامه می یابد . در سراسر این منطقه از آذربایجان گرفته تا استان فارس ، زمستان ها به شدت سرد می باشد . • در این نواحی ، میزان بارندگی در تابستان کم و در زمستان زیاد است و بیشتر به صورت ریزش برف می باشد . برف های پیاپی بیشتر قله ها را می پوشاند . در ارتفاعات بالای 3000 متر همواره برف وجود دارد و این کوهستان ها سرچشمه رودخانه ها و قنات ها در کشور محسوب می شوند . • بارش برف در نواحی شمال و شمال غربی منطقه بیش از نواحی جنوب غربی آن است . علی رغم بارندگی فراوان ، رطوبت در این اقلیم کم می باشد . همچنین سلسله جبال غربی همانند سدی مانع از نفوذ هوای مرطوب مدیترانه به داخل فلات ایران می شوند و رطوبت هوا را تنها در دامنه های خود نگاه می دارند . برخلاف نواحی شمال ایران و سواحل دریای خزر که غلظت هوا به دلیل پستی زمین و بارش زیاد است در اقلیم سرد ، این غلظت کمتر بوده و همین امر میزان استفاده از تهویه طبیعی هوا را کاهش می دهد • فرم بنا • برودت بسیار زیاد هوا در بخش عمده ای از سال ، در نواحی سرد و کو هستانی باعث شده است تا حداکثر استفاده از تابش آفتاب ، بهره گیری از نوسان روزانه دما ، حفظ حرارتی و جلو گیری از باد سرد زمستانی در فضاهای مسکونی امری ضروری گردد . لذا فرم بنا در جهت مقابله با سرمای شدید طراحی و اجرا می شود . در ادامه ، به توضیح خصوصیات کلی فرم بنا در این اقلیم خواهیم پرداخت . • هوا در بخش عمده ای از سال ، در نواحی سرد و کو هستانی باعث شده است تا حداکثر استفاده از تابش آفتاب ، بهره گیری از نوسان روزانه دما ، حفظ حرارتی و جلو گیری از باد سرد زمستانی در فضاهای مسکونی امری ضروری گردد . لذا فرم بنا در جهت مقابله با سرمای شدید طراحی و اجرا می شود . در ادامه ، به توضیح خصوصیات کلی فرم بنا در این اقلیم خواهیم پرداخت • 1. ساختمان های درون گرا با حیاط مرکزی • بناهای سنتی در اقلیم سرد مانند نواحی مرکزی فلات ایران دارای حیاط مرکزی بوده و سایر قسمت ها دورتادور این حیاط چیده می شوند . اتاق های واقع در سمت شمال حیاط بزرگتر از سایر قسمت ها و تالار یا اتاق اصلی نشیمن خانه نیز در این سمت حیاط واقع شده است تا از تابش مستقیم و حرارت آفتاب در فصل سرد زمستان استفاده کنند . جبهه جنوبی ساختمان به دلیل کوتاه و معتدل بودن فصل تابستان کمتر به کار گرفته می شود . لذا اتاق های جنوبی و اتاق های شرقی و غربی – در صورت وجود – به عنوان انباری یا فضاهای خدماتی همچون اتاق خدمه یا سرویس های بهداشتی کاربرد دارند . • برخلاف مناطق معتدل و مرطوب سواحل جنوبی دریای خزر ، خانه های این مناطق ، اغلب دارای زیر زمینی با سقف کوتاه در پائین زمستان نشین هستند که به علت خنکی هوای آن ، در تابستان برای سکونت و آسایش ساکنان خانه به کار می رود . • 2. استفاده از ایوان و حیاط کوچک در بنا • از آنجایی که در بیشتر روزهای سال در مناطق کوهستانی سرد و یا بسیار سرد است اکثر فعالیت های روزمره در اتاق ها انجام می پذیرد . لذا ابعاد حیاط ها در این مناطق قدری کوچکتر از نواحی فلات مرکزی ایران است . • ساختمان ها در این اقلیم دارای ایوان اند ولی عمق آنها نسبت به ایوان های مناطق جنوبی کشور به مراتب کمتر می باشد و همانند ایوان های منطقه خزر ، کاربرد نشیمن ندارند و صرفا جهت حفظ ورودی ها ی بنا از برف و باران استفاده می شوند . • نکته دیگر پائین بودن کف حیاط بناهای اقلیم سرد به اندازه 1 تا 1.5 متر از سطح پیاده روها است تا بتوان آب جاری در نهر ها و جوی ها را بر باغچه حیاط یا آب انبار واقع در زیر زمین سوار نمود و از سوی دیگر ، زمین مانند عایق حرارتی اطراف بنا را احاطه کرده ، مانع از تبادل حرارتی بین بنا و محیط پیرامون آن و باعث حفظ حرارت درون ساختمان می شود . • 3. پلان ، فرم بنا و نحوه قرار گیری آن • در حوزه اقلیمی سرد و کوهستانی ، بناها دارای پلان و بافت متراکم می باشند . فرم بنا باید به گونه ای باشد که سطح تماس آن را با سرمای خارج کمتر نماید تا حرارت کمتری از درون به بیرون انتقال یابد . لذا از احجامی نظیر مکعب یا مکعب مستطیل استفاده می نمایند تا نسبت سطح خارجی بنا به حجم داخلی آن کاهش یابد و آن را در حداقل ممکن نگه دارد . • ساختمان ها بین 20 درجه به طرف غرب و 45 درجه به سمت شرق و در سایه باد یکدیگر و خارج از سایه آفتاب هم ، در محور شمالی – جنوبی مستقر می شوند . • 4. اتاق های کوچک با ارتفاع کم • در نواحی سرد و برفی ، باید از ایجاد اتاق ها و فضاهای بزرگ داخل بنا اجتناب نمود چرا که با افزایش سطح تماس آنها با فضای سرد بیرونی ، گرم کردن این فضای وسیع مشکل خواهد بود . • بنابراین در این مناطق سقف اتاق ها را پائین تر از اتاق های مشابه در سایر حوزه های اقلیمی در نظر می گیرند تا حجم اتاق کاهش یابد و سطح خارجی نسبت به حجم بنا حداقل گردد . ارتفاع کم سقف در تالار ها و اتاق های مهم و طاق راسته ها و حجره های بازارهای این مناطق نیز مشهور است . • 5. بازشوهای کوچک • در این مناطق برای جلو گیری از تبادل حرارتی بین داخل و خارج بنا از بازشوهای کوچک و به تعداد کم استفاده می کنند . در صورت بزرگ بودن پنجره ها ، استفاده از سایبان الزامی است . بازشوها در ضلع جنوبی برای استفاده هر چه بیشتر از تابش آفتاب ، بزرگتر و کشیده تر انتخاب می شوند . همچنین از استقرار بازشوها در جهت بادهای سرد باید اجتناب نمود . پنجره های دو جداره نیز برای رساندن تبادل حرارتی به حداقل ممکن مناسب ترند . در ضمن به منظور جلوگیری از ایجاد سوز در داخل و خروج حرارت داخلی به خارج ساختمان ، میزان تعویض هوای هوای داخل وتهویه طبیعی را باید به حداقل ممکن رساند . • در مقایسه با اقلیم گرم و خشک ابعاد بازشوها در این حوزه اقلیمی برای استفاده از انرژی حرارتی حاصل از تابش آفتاب افزایش یافته است . • بنابراین در این مناطق سقف اتاق ها را پائین تر از اتاق های مشابه در سایر حوزه های اقلیمی در نظر می گیرند تا حجم اتاق کاهش یابد و سطح خارجی نسبت به حجم بنا حداقل گردد . ارتفاع کم سقف در تالار ها و اتاق های مهم و طاق راسته ها و حجره های بازارهای این مناطق نیز مشهور است . • 5. بازشوهای کوچک • در این مناطق برای جلو گیری از تبادل حرارتی بین داخل و خارج بنا از بازشوهای کوچک و به تعداد کم استفاده می کنند . در صورت بزرگ بودن پنجره ها ، استفاده از سایبان الزامی است . بازشوها در ضلع جنوبی برای استفاده هر چه بیشتر از تابش آفتاب ، بزرگتر و کشیده تر انتخاب می شوند . همچنین از استقرار بازشوها در جهت بادهای سرد باید اجتناب نمود . پنجره های دو جداره نیز برای رساندن تبادل حرارتی به حداقل ممکن مناسب ترند . در ضمن به منظور جلوگیری از ایجاد سوز در داخل و خروج حرارت داخلی به خارج ساختمان ، میزان تعویض هوای هوای داخل وتهویه طبیعی را باید به حداقل ممکن رساند . • در مقایسه با اقلیم گرم و خشک ابعاد بازشوها در این حوزه اقلیمی برای استفاده از انرژی حرارتی حاصل از تابش آفتاب افزایش یافته است . • 6. دیوارهای نسبتا قطور • قطر زیاد دیوارها نیز به نوبه خود از تبادل حرارتی بین فضای داخلی بنا و محیط بیرونی ساختمان جلوگیری می کند . معیارهای معماری اقلیم سرد و کوهستانی و گرم و خشک تقریبا مشابه است و تنها تفاوت آنها در منابع حرارت دهنده می باشد که در اقلیم گرم و خشک این منبع از سمت بیرونی بنا و در اقلیم سرد از سمت داخل فضا می باشد . لذا باید در این اقلیم به کمک مصالح بنایی قطر دیوارها را زیاد نمود تا این جداره بتواند به عنوان منبع ذخیره حرارت داخل بنا عمل نماید . • دیوارهای قطور ، گرما و حرارت تابش آفتاب روزانه را در طول شب حفظ و به تعدیل دمای داخل ساختمان کمک می نماید . در معماری بومی این مناطق تا حد ممکن تلاش می شود تا به شکل طبیعی یا یا با استفاده از بخاری و گرمای ناشی از حضور افراد ، پخت وپز یا حضور حیوانات ، بنا را گرم نمود . • 7. بام های مسطح • ابن یه سنتی در کوهپایه های شمالی سلسله کوههای البرز دارای بام های شیب دار و در مناطق کوهستانی غالبا مسطح هستند . • بام های شیب دار در صورت مناسب بودن پوشش آن به مراتب از بام های مسطح بهترند چرا که آب باران را به سهولت از روی بام دور می کنند . ولی در صورت کاهگلی بودن پوشش بام ، قدرت آن در برابر رطوبت و باران و به ویژه برف بسیار تضعیف خواهد شد . چرا که آب ناشی از ذوب تدریجی برف وارد سقف کاهگل می گردد و بنا مرطوب و نم دار می گردد . به همین دلیل به محض بارش برف ، آن را از روی چنین • بامی پارو می کنند و با غلتکی سنگی و کوچک ، بام را دوباره غلتک می کشند تا پوشش کاهگلی آن مجددا متراکم و سوراخ های ایجاد شده در اثر نفوذ آب مسدود گردند . • انتخاب بام های مسطح در اقلیم سرد مشکلی ایجاد نمی نماید چرا که با نگهداری برف بر روی بام ازآن به عنوان عایق حرارتی در مقابل سرمای زیاد هوای خارج که چندین درجه کمتر از درجه حرارت برف است استفاده می شود و همچنین فضای زیر اسکلت خرپا که کاربرد انباری دارد ، عایق مناسبی بین فضای داخل و خارج بنا خواهد بود . لذا دو جداره بودن سقف بنا در این اقلیم برای حفظ گرمای بنا حائز اهمیت است . • نوع مصالح • مصالح مورد استفاده در ابنیه سنتی در مناطق سرد و کوهستانی مانند سایر حوزه های اقلیمی از مصالح موجود در آن اقلیم است. این مصالح باید از ظرفیت و مقاومت حرارتی خوبی برخوردار باشند تا گرمای بنا را در فضای داخلی آن حفظ نماید . • لذا بدنه این ابنیه از سنگ ( یا چوب ، ملات کاهگل ، خشت و آجر ) و پوشش سقف و بام از تیر های چوبی و کاهگل می باشد . از سنگ و مصالح مقاوم و سنگین برای برای پی سازی بنا استفاده می کنند و در برخی نقاط ، کرسی چینی با مصالح سنگین جهت جلو گیری از رطوبت به کار می رود ، هر چند ابنیه این مناطق ، به طور کلی ، بر روی زمین بنا می شوند . در این رابطه می توان از شهر جوانرود و روستاهای اطراف آن واقع در منطقه غربی رشته کوه زاگرس و در 95 کیلو متری شمال غرب کرمانشاه نام برد . در این منطقه ساختمانهای سنگی ، سیمایی موزون و هماهنگ به کل بافت شهر و همچنین به بافت روستاها داده است . سنگ که به وفور در این منطقه کوهستانی وجود دارد و به صورت لاشه و یا قواره در دیوارهای قطور ساختمان ها به کار می رود . در این منطقه اقلیمی سرد و نسبتا پر باران ، بام ساختمان ها مسطح و با تیر چوبی و کاهگلی پوشیده شده است . هر چند که بام اغلب ساختمان ها های جدید در جوانرود دارای خرپای چوبی و پوشش شیروانی است . • کالبد شهری و روستایی • بافت شهری و روستایی حوزه اقلیمی سرد و کوهستانی در جهت مقابله با سرمای شدید شکل گرفته است . ویژگی های بافت شهری و روستایی در این اقلیم عبارتند از : • 1. بافت متراکم و فشرده • 2. فضاهای کوچک و محصور • 3. بهره گیری از جهات آفتاب و زمین ( به عنوان عوامل تعیین کننده ی جهت استقرار و گسترش شهر و روستا و سیمای آنها ) • 4. معابر باریک به موازات خط تراز زمین • با توجه به شرایط اقلیمی منطقه سرد و کوهستانی در ایران به منظور جلوگیری از اتلاف حرارتی و کوران هوا ، بنا ها به صورت متراکم و فشرده و متصل و در کنار هم ساخته می شوند تا سطح تماس فضاهای گرم مسکونی با محیط سرد خارج کاهش یابد . همچنین بنا ها طوری کنار هم قرار می گیرند که یکدیگر را • محصور نمایند و فضاهای شهری تا حد امکان کوچک شوند تا نفوذ جریان باد سرد به داخل فضاهای شهری کم گردد و تابش حرارت از سطح خارجی دیوارهای گرم ابنیه به فضاهای کوچک و محصور شهری ، هوای سرد آنها را تعدیل نماید . • نکته قابل مشاهده دیگر در این نوع شهرها ، طراحی معابر کم عرض و باریک برای استفاده بهتر از حرارت و جلوگیری از تبادل گرما و سرما است . معمولا در این نوع اقلیم ، مجتمع های زیستی در وسط دامنه بلندی ها و رو به جنوب و در داخل زمین یا روی آن به منظور بالا بردن ظرفیت حرارتی دیواره های بدنه شمالی و • افزایش حجم داخلی نسبت به سطح بیرونی ، استقرار می یابند . در واقع در صورت استقرار روستا در پائین دره اولا خطر سیل خیزی و نابودی روستا وجود خواهد داشت . ثانیا نفوذ هوای سرد سنگین به دره ها باعث افزایش شدت سرما به هنگام شب خواهد شد . ثالثا جبهه شمالی کوه همواره در سایه قرار گرفته و سرد می باشد در حالیکه روستاها و شهر ها باید جهت حداکثر استفاده از تابش خورشید ، رو به دره و در آفتاب بنا گردند . رابعا به علت فزونی ناهمواری های زمین و شدت باد در بالای کوه و دسترسی به منابع آبی و رود خانه ها که در قسمت پائین ارتفاعات جاری هستند ، استقرار بافت روستایی و شهری بر بالای کوه صحیح نمی باشد • اقليم گرم و خشك (ساختمان در اين اقليم اما شرايط تابستاني حكم بر فشردگي ساختمان نموده و داشتن فرمي مكعب شكل را ضروري مي‌نمايد در هر صورت با بريدن قسمتي از اين مكعب و پر نمودن حفره ايجاد شده با سايه (سايه ديوار، درخت، پيچك، چفته مو) و هواي خنك شده بوسيله تبخير آب سطح چمن برگ درختان، حوض و فواره مي‌توان اقليم نسبتاً مطلوبي در ساختمان ايجاد نمود در اطراف اين باغچه داخلي پلان ساختمان مي‌تواند آزاد باشد بدين ترتيب پلان كلي ساختمان در اين مناطق بطرف داخل معطوف مي‌گردد. آنچه بدين ترتيب براي مناطق گرم و خشك • پيشنهاد مي‌گردد همان فرم زيبا و مشهور خانه‌هاي سنتي ايران است كه از دوران ماقبل تاريخ تاكنون نه تنها در مناطق داخلي ايران بلكه در نواحي خشك خاورميانه نيز تكرار شده است. ساختمانهاي حياط دار قديمي بهترين فرم و تركيب ممكن اجزاء يك ساختمان براي تعديل اقليم بشمار مي‌روند. اطاقهاي اينگونه منازل كه فقط به داخل حياط باز مي‌شوند در برابر سرماي زمستان باد و طوفان شن كه معمولاً در مناطق كويري در جريان است حفاظت مي‌شوند. در زمستان اطاقهاي رو به جنوب و در تابستان اطاقهاي رو به شمال اين مجموعه مورد استفاده قرار گرفته و بدين ترتيب محل زندگي نيز با اقليم هماهنگ مي‌گردد حياطهاي داخلي كه شامل درخت، حوض و سطوح سبز گياهان هستند يكي از مؤثرترين عوامل ايجاد رطوبت در هواي خشك اينگونه مناطق به شمار • مي‌روند. در شب هواي سرد مجاور پشت بام بطرف پائين حركت كرده و در داخل حياط و جسم ديوارها مي‌ماند و به این ترتيب باعث افت حداكثر دماي هواي داخل حياط در روز مي‌شود در نتيجه در روز هنگاميكه دماي هواي خارجي و شدت تابش آفتاب به حداكثر مي‌رسند هواي داخل ساختمان نسبتاً معتدل خواهد ماند. • تهويه موردنياز اقليم گرم و خشك • در مناطق گرم و خشك بايد ميزان تهويه طبيعي در روز را به حداقل ممكن رساند، چون در اثر ورود هواي گرم خارج بداخل، دماي هوا و سطوح داخلي نيز افزايش مي‌يابد. به • خصوص در طول روز كه سرعت باد زياد و در نتيجه ميزان تهويه طبيعي نيز زياد است، تغييرات دماي هواي داخلي در سطحي نزديك به دماي هواي خارج تغيير مي‌نمايد. از طرف ديگر ، چون رطوبت هواي اينگونه مناطق كم است. حتي با جريان هوايي با سرعت كم امكان سرد شدن بدن از طريق تبخير عرق بدن وجود داشته و در نتيجه احتياج به سرعت زياد هوا براي خنك سازي از راه تبخير لازم نمي‌باشد. سرعت هوا براي ايجاد چنين وضعيتي مي‌تواند cm 15 در ثانيه باشد و اين سرعتي است كه در نتيجه اختلاف دماي سطوح و • همچنين در نتيجه نفوذ هواي خارج بداخل از طريق درز پنجره‌ها ، در هواي اطاق بوجود مي‌آيد و بدين ترتيب نيازي به باز بودن پنجره‌ها نخواهد بود. در عصر و شب ، بدليل پايين بودن دماي هواي خارج نسبت به دماي هوا و سطوح داخلي تهويه طبيعي امكان سريع خنك شدن هواي داخلي را بوجود مي‌آورد. نياز به كوران در عصر و شب وجود دارد. وجود پنجره‌هاي باز شو را ضروري مي‌سازد اما بايد به اين نكته توجه داشت كه راندمان تهويه به اندازه پنجره‌ها متناسب نيست. با هماهنگ ساختن محل ، شكل و نحوه باز شدن پنجره‌ها، مي‌توان اندازه آنها را بقدري كوچك • انتخاب نمود كه حرارت كسب شده از طريق آنها را به حداقل رسانده و در عين حال امكان تهويه بطور مفيد را بوجود آورد. ضمناً بايد به مشكل ورود گرد و غبار بداخل ساختمان نيز توجه داشت. در مناطقي كه هميشه طوفان شن و گرد و غبار وجود دارد ساختمانهايي كه بر روي پيلوتي قرار گرفته‌اند مقدار بسيار كمي از گرد و غبار و شن موجود در هوا را دريافت مي‌نمايند ، چون معمولاً در ارتفاع بيش از m 10ميزان شن وجود در هوا بشدت افت مي‌نمايد. • چندي پيرامون اقليم گرم و خشك • دومين گروه بزرگ اقليمي كشور است. محدوده جغرافيايي اين پهنه اقليمي عمدتاً در • بخشهاي مركزي كشور و به صورت نوار باريكي در جنوب غربي كشور (دامنه‌هاي جنوب غربي رشته‌ كوههاي زاگرس) گسترش يافته است. تنوع عرض جغرافيايي و ارتفاع نقاط مختلف واقع در اين پهنه اقليمي بسيار زياد است در اين اقليم در شمالي‌ترين و جنوبي‌ترين نقطه كشور شرايط آب و هوايي مشابهي ايجاد شده، به طور مثال (در گز) كه در شمالي‌ترين نقطه اين پهنه اقليمي قرار گرفته است (در عرض جغرافيايي º37 شمالي) با ارتفاع 500 متر از سطح دريا، پايين‌ترين (ني‌ريز) كه در جنوبي‌ترين محدوده اين پهنه قرار گرفته (در عرض جغرافيايي º29 شمالي) با ارتفاع 2100 متر از سطح دريا، مرتفع ترين • نقطه اين گروه را تشكيل مي‌دهند. شرايط آب و هوايي كليه زيرگروههاي اقليمي اين گروه در زمستان نسبتاً سرد و در تابستان نيمه گرم و خشك است. شرايط حرارتي هوا در فصل زمستان امكان بسيار زيادي را جهت استفاده از انرژي خورشيدي در گرمايش ساختمان بوجود مي‌آورد و به همين دليل تقريباً در كليه زيرگروههاي واقع در اين پهنه اقليمي درصد سالانه امكان بهره‌گيري از انرژي خورشيدي بالاتر از درصد نيازهاي ديگر است. در اين گروه بدليل پايين بودن رطوبت نسبي هوا بخصوص • در فصل گرم در كليه زيرگروههاي اقليمي مي‌توان با بهره‌گيري از عملكرد مصالح ساختماني سنگين در بخشی از فصل گرم سال شرايط حرارتي فضاهاي داخلي را كنترل نمود. اما شدت گرماي هوا در گرمترين ماههاي سال درحدي است كه سرمايش مكانيكي را ضروري ‌مي‌سازد. نوع سيستم مكانيكي مورد نياز بدليل بالا بودن رطوبت هوا و بدليل گرماي شديد و هوا كولر گازي يا سيستم تهويه مطبوع و در ساير زير گروههاي اين پهنه اقليمي كولر آبي است.در هر صورت بهره‌گيري از انرژي خورشيدي ، كاهش اتلاف حرارت ساختمان و جلوگيري از تاثير هواي گرم خارج و تابش شديد آفتاب بر ساختمان از اهداف عمده طراحي اقليمي در اين پهنه اقليمي است.
+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1390ساعت 14:29  توسط بهزاد قدیری  | 

برج کج پیزا (به ایتالیایی: Torre pendente di Pisa) واقع شده در شهر پیزا در ایتالیا، با وجودی که تنها برج کج جهان نیست، ولی مشهورترین آن در کل جهان می‌باشد.

تاریخ

این برج با ۸۵ متر طول و ۱۴۵۰۰ تن وزن در توسکانی ایتالیا واقع است. آغاز ساخت این برج در دوره رنسانس در ۹ آگوست ۱۱۷۳ به انجام رسید. گفته می‌شود در آن دوره، ثروتمندان ایتالیا و طبقه اشراف برای رقابت با یکدیگر مشهورترین هنرمندان و معماران را مأمور ساختن شاهکارهای معماری می‌کردند.

در قرن دوازدهم، اهالی شهر پیزا تصمیم گرفتند کلیسای آنها برجی داشته باشد که برج سینت مارک را تحت تأثیر قرار دهد. پس از آن که پایه‌های بنا حفر شد، معماری کار آزموده به نام دیوتیسالوی که مسئول ساختمان این برج بود، نخستین سنگ آن را بنا نهاد. اما چند سال پس از شروع ساخت آن، هنگامی که تنها سه طبقه پایینی آن به پایان رسیده بود و پیش از آنکه ارتفاع برج به ۱۲ متر برسد، این برج خمیدگی خودش به سمت جنوب‌شرقی را نشان داده بود. پس از آن ساخت این برج به مدت ۱۰۰ سال متوقف شد.

در سال ۱۲۳۴ از معمار دیگری به نام بونانّو پیزانو خواسته شد تا ساختمان برج را تمام کند. او چهارمین سقف بنا را به پایان رساند و آن را نیمه تمام گذارد و چهار طبقه بعدی آن با همان تمایل به خمیدگی به پایان رسید. سپس معمار دیگری رشته کار را بدست گرفت و طبقات پنجم و ششم را تمام کرد، اما پایه اصلی همچنان منحرف می‌شد.

تقریبا صد سال بعد، معماری به نام جووانی پیزانو ساختمان آخرین بالکن را به پایان رساند و ناقوس‌های برج را در نزدیک مرکز ثقل نصب کرد.

بدین ترتیب در سال ۱۳۵۰، یعنی پس از ۱۷۶ سال، ساختمان برج به ارتفاع ۸۵ متر با تعداد ۷ زنگ در بالای آن به وزن بیش ۲۹ تن، پایان یافت. از آن زمان تا کنون و در مدت ۷٫۵ قرن مدام به انحراف این برج افزوده شده و در حال حاضر ۲/۴ متر از خط اصلی خود انحراف پیدا کرده‌است.

این برج ۵۵ متر بلندی و هفت ناقوس داشت، که به علت خطر ریزش آن، ناقوس‌های آن به صدا در نمی‌آمدند. در آن ۳۰۰ پله نصب شده‌است و ضخامت پی‌های برج در حدود ۵ متر است که روی ماسه، کار گذاشته شده‌اند. عده‌ای معتقد هستند همین امر سبب کج شدن برج شده‌است. کارشناسان می‌گویند علت اصلی انحراف برج مربوط به خاک زیربنای آن است که دارای ساختمان اسفنجی می‌باشد. این منطقه از شن و خاک و رس آبرفتی حاوی ۶۰ درصد آب تشکیل شده و در حقیقت بنای برج روی یک زمین باتلاقی ساخته شده‌است.

انفجار بیش از یک هزار بمب در جنگ جهانی دوم در این شهر و وقوع حدود ۱۰۰ زلزله خفیف و شدید در این منطقه، نتوانسته‌است برج کج را به زمین بیندازد و این برج هنوز هم به خمیدگی خود ادامه می‌دهد. کل انحراف برج ۲/۴ متر است که ۳۰ سانتیمتر این کجی، مربوط به ۱۰۰ سال اخیر است. این برج هر سال ۲٫۵ سانتیمتر به سمت زمین کج می‌شود و گفته می‌شود احتمالا تا ۸۰ سال دیگر سقوط خواهد کرد.

بر طبق یک افسانه گالیلئو گالیله که خود نیز یک پیزایی بود، آزمایش‌هایش در مورد سقوط آزاد را در طبقات بالای این برج انجام داده‌است.

این برج به این ترتیب، به نشان اصلی شهر پیزا تبدیل شد و سال ۱۹۸۷ نیز توسط یونسکو به میراث فرهنگی پیوست.

از ۷ ژانویه ۱۹۹۰ بازدید از این برج توسط توریستان ممنوع شد. چون خطر ریزش آن افزایش پیدا کرده بود. پس از ۱۲ سال و کمی راست‌سازی برج از ۱۵ دسامبر ۲۰۰۱، دیدار از این برج ۱۴،۵۰۰ تُنی مجدداً توسط بازدیدکنندگان آزاد شد.

منابع

  • Wikipedia-Autoren, «Schiefer Turm von Pisa,» Wikipedia, Die freie Enzyklopädie., http://de.wikipedia.org/wiki/Schiefer_Turm_von_Pisa (بازبینی ۱۵ ژوئیه ۲۰۰۶).
  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Leaning Tower of Pisa»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲ می ۲۰۱۱).
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 16:38  توسط بهزاد قدیری  | 

هندسه فراکتال

واژه فراکتال مشتق از واژه لاتینی فراکتوس- به معنی سنگی که به شکل نامنظم شکسته خرد شده است- در سال ۱۹۷۵ برای اولین بار توسط بنوت مندل بروت مطرح شد. فراکتال ها شکل هایی هستند که بر خلاف شکل های هندسی اقلیدسی به هیچ وجه منظم نیستند. این شکل ها اولاً سر تاسر نامنظم اند، ثانیاً میزان بی نظمی آنها در همه مقیاسها یکسان است.

 با ملاحظه اشکال موجود در طبیعت، مشخص می شود که هندسه اقلیدسی قادر به تبیین و تشریح اشکال پیچیده و ظاهراً بی نظم طبیعی نیست.

مندل بروت در سال ۱۹۷۵ اعلام کرده که ابرها به صورت کره نیستند، کوهها همانند مخروط نمی باشند، سواحل دریا دایره شکل نیستند، پوست درخت صاف نیست و صاعقه بصورت خط مستقیم حرکت نمی کند.

جسم فراکتال از دور ونزدیک یکسان دیده می شود. به تعبییر دیگر خودمتشابه است.

 وقتی که به یک جسم فراکتال نزدیک می شویم، می بینیم که تکه های کوچکی از آن که از دور همچون دانه ها بی شکلی به نظر می رسید، بصورت جسم مشخص در می آید که شکلش کم و بیش مثل همان شکلی است که از دور دیده می شود. در طبیعت نمونه های فراوانی از فراکتال ها دیده می شود. درختان ، ابرها، کوهها، رودها، لبه سواحل دریا، و گل کلم ها اجسام فراکتال هستند بخش کوچکی از یک درخت که شاخه آن باشد شباهت به کل درخت دارد. این مثال را می توان در مورد ابرها، گل کلم، صاعقه و سایر اجسام فراکتال عنوان نمود.

بسیاری از عناصر مصنوع دست بشر نیز بصورت فراکتال می باشند. تراشه های سلیکان، منحنی نوسانات بازار بورس، رشد و گسترش شهرها و بالاخره مثلث سرپینسکی را می توان در این مورد مثال زد.

در علم ریاضی فراکتال یک شکل مهندسی است که پیچیده است ودارای جزئیات مشابه در ساختار خود در هر مقیاسی است.

میزان بی نظمی در آن از دور و نزدیک به یک میزان است. مثلث سرپینسکی یک مثلث متساوی الاضلاع است که نقاط وسط سرضلع آن به یکدیگر متصل شده اند. اگر این عمل در داخل مثلث های متساوی الاضلاع جدید تا بی نهایت ادامه یابد، همواره مثلث هایی حاصل می شوند که مشابه مثلث اول هستند.( وحید قبادیان، مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب صص ۱۶۶-۱۶۷)

تعریف فراکتال

هندسه ی اقلیدسی – احجام کامل کره ها و هرم ها و مکعب ها واستوانه ها- بهترین راه نشان دادن عناصر طبیعی نیستند . ابرها و کوه ها و خط ساحلی و تنه ی درختان همه با احجام اقلیدسی در تضاد هستند و نه صاف بلکه ناهموار هستند و این بی نظمی را در مقیاس های کوچک نیز به ارمغان می آورند که یکی از مهمترین خصوصیات فراکتال ها همین است .

این بدین معناست که هندسه ی فراکتال بر خلاف هندسه ی اقلیدسی روش بهتری را برای توضیح و ایجاد پدیده هایی همانند طبیعت است .زبانی که این هندسه به وسیله ی آن بیان می شود الگوریتم نام دارد که با اشیا مرکب می توانند به فرمولها و قوانین ساده تری ترجمه و خلاصه شوند.

فرکتال از کلمه ی لاتین فراکتوس به معنی سنگی نامنظم شکسته و خرد شده است، گرفته شده است . اولین بار فرکتال را دکتر ماندلبروت طی نظریه ای که برای مسائل جهان هستی ارائه کرد و در این نظریه عنوان کرد که جهان هستی بعدی مابین ۲۳/۱-۳۴/۱۱ دارد و تمامی پدیده های طبیعی به نوعی فرکتالهایی می باشند در جهان هستی که برای ما ناشناخته اند.

فراکتال ها انواع عناصری هستند که فرم فضایی آنها صاف نیست .بنابراین “نامرتب ” نامیده شده اند و این نامنظمی آنها به طور هندسی در راستای مقیاسهای گوناگون در داخل هرم تکرار می شوند .هر چیز طبیعی در اطراف ما در اصل نوعی فراکتال است . به این سبب که خطوط صاف و پلانها فقط در دنیای ایده آل ریاضی وجود دارد .در کنار این تئوری هر سیستم که بتواند به صورت هندسی متصور و تحلیل شود می تواند یک فرکتال باشد .جهان در فرم فیزیکی ( مادی ) کلی خود پر هرج و مرج ،ناممتد و نامنظم است اما در پس این اولین ذهنیت و گمان یک نوع دستوری نهفته است که منظم و دارای ترکیبی واضح است . بهترین راه برای تعریف یک فرکتال توجه به صفتها و نشانه های آن است یک فرکتال ” نامنظم ” است . این بدان معنی است که در آن هیچ قسمتی صاف نیست . فرکتال ” خود مشابه ” است و این بدین معنی است که ” اجزا ” شبیه کل هستند .

فراکتال ها به وسیله ی ” تکرار ” توسعه می یابند که به این معنی است که تغییرشکل مکرراً ایجاد شده و وابسته به موقعیت شروع است . خصوصیت دیگر آن این است که فراکتال ” مرکب ” است . اما با این حال می توان آن را به وسیله ی الگوریتم های ساده نشان داد و همچنین بدون معنی نیز نیست که در پس عناصر نامرتب طبیعی یک رشته قوانین موجود است .

Benoît B. Mandelbrot (born 20 November 1924) is a French mathematician, best known as the father of fractal geometry. He is Sterling Professor of Mathematical Sciences, Emeritus at Yale University; IBM Fellow Emeritus at the Thomas J. Watson Research Center; and Battelle Fellow at the Pacific Northwest National Laboratory. He was born in Poland. His family moved to France when he was a child, and he was educated in France. He is a dual French and American citizen. Mandelbrot now lives and works in the United States.

 موزه گوگنهایم در بیلبائو

فرکتال (برخال) چیست؟
ما فرکتال‌ها را هر روز می‌بینیم: درختها ، کوهها، پراکنده شدن برگهای پاییزی روی زمین ، ساحل دریا و …

حالا به این تعریف دقت کنید: فراکتال تصویر هندسی چند جزیی است که می‌توان آن را به تکه هایی تقسیم کرد که انگار هر تکه یک کپی از ” کل ” تصویر است . به سختی بتوان باور کرد که چیزی مانند فراکتال‌ها بتواند اینقدر پیچیده و سخت باشد و در عالی ترین سطوح ریاضی به کار رود و در عین حال بتوان به تصویر یک سرگرمی خوب به آن نگاه کرد. اگر بخواهیم بترسانیمتان می‌توانیم بگوییم که هندسه فراکتالی حرکت اشکال در فضا را ثبت می‌کند و یا ناهمواری دنیا و انرژی و تغییرات دینامیک آن را نشان می‌دهد ! اما راستش را بخواهید فراکتال چیز ساده ای است به سادگی ابرها یا شعله های آتش.

واژه فرکتال از ریشه ای یونانی به معنای ” تکه تکه شده ” و”بخش بخش” آمده است و به نحوی تعریف ریاضی اش را در خود دارد.

اگر بخواهیم از دید کلی به بحث فرکتال نگاه کنیم آن را می توان به ۳ دسته تقسیم بندی کرد :

۱- هندسه فرکتال : در این قسمت از دید ریاضی به فرکتال نگاه می شود که بیشتر مورد توجه ریاضی دان ها قرار گرفته اما پایه های قسمت های بعدی نیز می باشد ، و تا با عناصر اصلی فرکتال و چگونگی ایجاد این فرم آشنا نشویم نمی توان فرم های مختلف و حجم های مختلف را شناسایی کرد.

۲- فرم فرکتال : قسمت دوم این مقاله است ، با توجه به اینکه ،محصول هندسه فرکتال فرمی است که دقیقاً آن مشخصه های هندسی مربوطه را دارد . در این بخش فرم هایی همچون فرم های درخت ، فرم های مندلبرت ، فرمهای موجود در طبیعت ، ایجاد فرم های رندوم (Random fractal) ، خود متشابهی (self similarity) ، فرکتال در نقاشی ( آثار نقاشانی چون جکسون پالاک ) و … مورد بررسی قرار خواهد گرفت .

۳- حجم فرکتال (فرکتال در معماری): نتیجه فرم های مختلف می تواند به یک اثر معماری منتج شود لذا در این بخش حجم های فرکتالی و آثار معماری مطرح می شود .

اشکال فرکتالی چنان با زندگی روزمره ما گره خورده که بسیار جالب است. با کمی دقت به اطراف خود، می توان بسیاری از این اشکال را یافت. از گل فرش زیر پای شما و گل کلم درون مغازه های میوه فروشی گرفته تا شکل کوه ها، ابرها، دانه برف و باران، شکل ریشه، تنه و برگ درختان و بالاخره شکل سرخس ها، سیاهرگ و حتی می توان از این هم فراتر رفت : سطح کره ماه ، منظومه شمسی و ستارگان .

البته در بخش فرم های فرکتال این موضوع بیشتر مشهود است به طوری که بسیاری از فرمهای خلقت دارای ساختاری فرکتال هستند .

این روزها از فراکتالها به عنوان یکی از ابزارهای مهم در گرافیک رایانه ای نیز نام می برند، اما هنگام پیدایش این مفهوم جدید بیشترین نقش را در فشرده سازی فایلهای تصویری بازی می کنند.

فرکتال از منظر هندسی

هندسه فرکتالی یا هندسه فرکتال ها پدیده ایست که چندی پیش پا به دنیای ریاضیات گذاشت.

واژه فرکتال در سال ۱۹۷۶ توسط ریاضیدان لهستانی به نام بنوئیت مندلبرات وارد دنیای ریاضیات شد.

او در سال ۱۹۸۷ پرفسوری خود را در رشته ریاضیات گرفت.

مندلبرات وقتی که بر روی تحقیقی پیرامون طول سواحل انگلیس مطالعه می نمود به این نتیجه رسید که هر گاه با مقیاس بزرگ این طول اندازه گرفته شود بیشتر از زمانی است که مقیاس کوچکتر باشد.

از لحاظ واژه مندلبرات انتخاب اصطلاح فرکتال (fractal) را از واژه لاتین fractus یا fractum (به معنی شکسته ) گرفت تا بر ماهیت قطعه قطعه شونده که یکی از مشخصه های اصلی این فرم است ،تاکید داشته باشد .

فرهنگستان زبان هم واژه برخال را تصویب کرده و همچنین برای واژه فرکتالی واژه برخالی را تصویب کرده است.

واژه فرکتال به معنای سنگی است که به شکل نامنظم شکسته شده باشد.

اما در هندسه :

فرکتال از دید هندسی به شیئی گویند که دارای سه ویژگی زیر باشد:

۱-اول اینکه دارای خاصیت خود متشابهی باشد یا به تعبیر دیگر self-similar باشد.

۲-در مقیاس خرد بسیار پیچیده باشد.

۳-بعد آن یک عدد صحیح نباشد (مثلاً‌ ۱٫۵).

برای درک بهتر نسبت به مشخصات بالا در فرم هندسی ، بد نیست نمونه ای که شاید تا کنون با آن برخورد کرده باشید مطرح شود :

تصویر بالا ( یک کبوتر ) یک فرم هندسی است که دقیقاً با تعاریفی که در تعریف فرکتال بیان شد، منطبق است یعنی هم دارای خاصیت خود متشابهی و پیچیدگی در مقیاس خرد و نیز عدم داشتن بعد صحیح . تصویر بالا دارای بعدی بین عدد ۲ و ۳ است.

حال به بررسی هر یک در زیر پرداخته شده :

خاصیت خود متشابهی فرکتا لها

شیئی را دارای خاصیت خود متشابهی می گوییم: هر گاه قسمت هایی از آن با یک مقیاس معلوم ، یک نمونه از کل شیئی باشد.

ساده ترین مثال برای یک شیئ خود متشابه در طبیعت گل کلم است که هر قطعه‌ی کوچک گل کلم متشابه قطعه بزرگی از آن است .

همین طور درخت کاج یک شیئ خود متشابه است ،چرا که هر یک از شاخه های آن خیلی شبیه یک درخت کاج است ولی در مقیاس بسیار کوچکتر .همچنین در مورد برگ سرخس نیز چنین خاصیتی وجود دارد.

رشته کوه ها ، پشته های ابر ، مسیر رودخانه ها و خطوط ساحلی نیز همگی مثال‌ها‌یی از یک ساختمان خود متشابه هستند.

نمونه ای از خود متشابهی در شکل زیر نیز دیده می شود.

فراکتال شکل هندسی پیچیده است که دارای جزییات مشابه در ساختار خود در مقیاسهای متفاوت می باشد و بی نظمی در آن از دور و نزدیک به یک اندازه است .

واژه فراکتال مشتق گرفته شده از واژه لاتینی فراکتوس به معنای سنگ است که به شکل نا منظم شکسته و خرد شده .این واژه برای اولین بار توسط بنوت مندل بروت مطرح شد .

جسم فراکتال از دوز و نزدیک یکسان دیده می شود .مثلا وقتی به یک کوه نگاه می کنیم شکلی شبیه به یک مخروط می بینیم که روی آن مخروطهای کوچکتر و بی نظمی دیده می شود ولی وقتی نزدیک می شویم همین مخروطهای کوچک شبیه کوه هستند و یا شاخه های یک درخت شبیه خود درخت هستند .البته در طبیعت نمونه های اجسام فراکتال فراوان است مثلا ابرها -رودها -سرخس ها و حتی گل کلم از اجسام فراکتال است .و اگر به ساخته های دست بشر هم نگاه کنیم تراشه های سیلیکان و یا مثلث سرپینسکی نیز فراکتال هستند . و در معماری همیشه نباید نیاز بشر را هندسه اقلیدسی تامین کند .گسترش شهرها نمونه آشکاری از فراکتال است.

خصوصیات اشکال فرکتال

- اشکال اقلیدسی با استفاده از توابع ایستا تولید می شوند ولی اشکال فرکتال با فرآیندهای پویا تولید می شوند.( فرآیندهای پویا, فرآیندهایی هستند که دارای حافظه می باشند و رفتار آنها به گذشته بستگی دارد.)

- اشکال فرکتال دارای خاصیت خود همانندی است. طول این اشیا بی نهایت است که در فضای محدود, محصور شده اند.

- مجموعه های فرکتال, از زیر مجموعه هایی تشکیل شده اند که این زیر مجموعه ها شبیه مجموعه های بزرگتر هستند.

- هندسه فرکتال دارای ساختارهای ظرفیتی بالاست ولی ظرفیت اطلاعاتی اشیای اقلیدسی بسیار محدود و حاوی اطلاعات تکراری است.

- هندسه فرکتال, بیان ریاضی از معماری طبیعت است.

- هر فرآیند تکراری و پویا باعث ایجاد ساختارهای پیچیده فرکتال نمی شود. مکانیزم تولید چنین ساختارهای پویایی, آشوب است. در حقیقت, فرکتال تصویر ریاضی از آشوب است.

رابطه فراکتال و معماری

مطالعه هندسه باید به طراح کمک کند به درک بهتری از جریان جزئیات در پیرامون ما و جهان طبیعی دست یابد.

خصوصیت فراکتالی یک ترکیب معماری در تسلسل جالب جزئیات است. این تسلسل برای حفظ جذابیت معماری لازم است. هنگامی که شخص به یک ساختمان نزدیک و سپس به آن وارد می شود همیشه باید مقیاس کوچکتر دیگری همراه با جزئیات جذاب وجود داشته باشد تا معنای کلی ترکیب را بیان کند که این  یک ایده فراکتال است.

انسانها در روزگار قدیم که در طبیعت می زیستند و مانند انسان دوره مدرن, با طبیعت بیگانه نبودند, معماریشان با نظم طبیعت بود. آنها به این دلیل که در طبیعت رشد میافتند, ضمیر ناخودآگاهشان نیز با نظم طبیعت- یعنی با نظم فراکتال- رشد میافت, در نتیجه مصنوعاتش نیز دارای نطم فراکتال می بود.

فراکتال در معماری معاصر

به دنبال بیگانگی انسان معاصر با طبیعت و دور شدن ساخته هایش از تشابه با ساختارهای طبیعت, معماران معاصر به دنبال نمود دادن ساختار فراکتال طبیعت در آثارشان هستند. هر چند که این هنوز آغاز راه است ولی ارتباطی جدیدی در زمینه طبیعت و معماری معاصر را نشان میدهد. ارتباطی که انسان مدرن آن را فراموش کرده بود.

منابع:

http://www.memarblog.com

http://naturalarchitecture.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 12:30  توسط بهزاد قدیری  | 

بافت فرسوده همچنان زیر غبار فراموشی


اگر به اغراق نگفته باشیم بافت فرسوده یکی از مهمترین چالش‌های پیش روی نظام شهری است. قریب به اتفاق ابر شهرهای ایران که عموما تعدادشان از انگشتان دست فراتر نمی‌رود با معضل فرسودگی رو‌به‌رو هستند که بیشترین سهم این بازار خطر آفرین بر اساس آمار سه هزار هکتاری به پایتخت‌نشینان اختصاص یافته و وسعت غالب شهر را به نام خود سند زده است.
اگر نگاهی به پروسه طولانی مدت احیای این بافت داشته باشیم، نتیجه‌ای جز شعار محوری از مجموعه عملکردهای شهرداری به دست نمی‌آید، چرا که هر چه هست صحبت از سنگ‌های بزرگی بوده که تاکنون قدرت جابه‌جایی آن در ساختار این سازمان مشاهده نشده است. با وجود سختی کار در بافت‌های فرسوده، اما نباید تمام کاسه‌ها را بر سر شهرداری شکست و از نقش دولت نیز غافل ماند.
بر اساس قانون مصوب مجلس شورای اسلامی دولت می‌تواند 10 هزار میلیارد تومان از بودجه سنواتی کل کشور را به احیا، بهسازی و نوسازی بافت‌های فرسوده شهری اختصاص دهد، اما در شرایطی که این رقم موجود است هنوز به طور کامل به شهرداری نرسيده‌ و دست‌‌هاي این سازمان در برابر کار بزرگ بازسازی شهری بسته مانده است.
دقيقا در تیر ماه گذشته بود که طرح ١٦ ماده‌ای «حمایت از احیاي بهسازی و نوسازی بافت‌های فرسوده و ناکارآمد شهری» از سوی مجلس به تصویب رسید، اما حیف که این طرح نیز تا‌کنون نتوانسته مرحمی بر زخم‌های کهنه شهر بگذارد تا در پس دیگر طرح‌های شهری به فراموشی سپرده نشود.
 شاید ما و مسئولان همچنان متوسل وقوع زلزله‌ای در گوشه‌ای از این خاک هستیم تا باری دیگر جنازه بافت‌های فرسوده را از زیر آوار فراموشی بیرون بکشیم و این نکته را مورد تاکید قرار دهیم که جان شهروندان با خطر مرگ هر روز بیشتر از قبل زیر سقف‌های لرزان دست و پنجه نرم می‌کند.
باید توجه داشت که رقم قابل توجهی از فضاهای شهری و روستایی به این بافت اختصاص یافته و در صورت عدم مدیریت شایسته این مهم پایه‌های زندگی 5/8 میلیون ایرانی به لرزه در می‌آید.
بافت‌های پر خطر شهری به علت فرسودگی واحدهای مسکونی، تأسیسات و شبکه‌‌های آبرسانی، برق‌رسانی و گازرسانی، کوچه‌‌ها و خیابان‌های کم عرض، عدم برخورداری از شبکه‌‌های فاضلاب و سرویس‌‌های بهداشتی، امنیتی، فرهنگی و آتش‌نشانی محل زندگی کارگران خارجی، مهاجرین وارده به شهر و روستا و کانون بزهکاری و ناهنجاری‌های اجتماعی و اخلاقی به حساب می‌آیند و از این پتانسیل برخوردار هستند که به کانون‌های جرم مبدل شوند.
در زمینه بافت‌های فرسوده علاوه بر این که دولت و شهرداری تاکنون نتوانسته‌اند به وظیفه اصلی خود به درستی عمل نمایند، مردم نیز در این راه همراهی چندانی از خود نشان نداده‌اند و عاملی شدند تا شعار مردم محوری در بازسازی بافت فرسوده به جایی نرسد.
در پایان باید گفت که سه ضلع مثل مردم، دولت و شهرداری که می‌توانند در کنار یکدیگر 65 هزار هکتار بافت‌ فرسوده در کشور را به درستی مدیریت و سامان دهند امروز هیچ تقارنی با یکدیگر ندارند و نشانه‌اي در همکاری متقابل در میان آنها دیده نمی‌شود، هر چند که شهرداری با مهندسان مشاور وارد کارزار شده تا شاید با رویکرد مشارکت و شهروندمداری بافت خطر از شهرها حذف شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مرداد 1390ساعت 23:57  توسط بهزاد قدیری  | 

مطالب قدیمی‌تر